معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - ١٠- تكيه بر حس به تنهائى ممكن نيست
مورد ديگر مرتكب اشتباه شده است يك قضاوت عقلى است كه از ماوراى حس سرچشمه مىگيرد و در حقيقت اين قضاوت عقلى مقياس و وسيلهاى است براى اصلاح حواس ما.
پس اگر بگوئيم قوانين حسى بدون رهبرى قوانين ذهنى ارزشى ندارند سخنى بگزاف نگفتهايم.
اعتراف جالب فلسفه حسى و پراگماتيست
جالب اينكه حتى فلاسفه حسى كه اساس و بنيان كار را حس قرار دادهاند معترفند كه محسوسات ارزش نظرى و واقع بينى ندارند بلكه تنها ارزش آنها «ارزش عملى» است يعنى در امور زندگى بايد به حس اعتماد كرد، كشتى ساخت، اتومبيل تهيه كرد، كشاورزى راه انداخت و ... ولى هيچيك از اين ادراكات حسى به تنهائى نمىتواند حقايق و واقعيات را چنانكه هست بر ما روشن سازد و از نظر معرفت و اصول نظرى قابل اعتماد باشد. مثلًا همان جناب ژان لاك انگيسى كه سردسته حسيون محسوب مىشود، عقيده دكارت را كه سر دسته فلاسفه عقلى قرون اخير است درباره نفى ارزش محسوسات