معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - ١٠- تكيه بر حس به تنهائى ممكن نيست
پذيرفته و مىگويد:
«منكر موجودات محسوس شدن چندان معقول نيست و البته يقين به آنها هم مانند يقين بمعلومات وجدانى نمىباشد، و از نظر علمى و فلسفى مىتوان آنها را در زمره گمانها و پندارها بشمار آورد، ولى در امور زندگى روزانه بايد به حقيقت محسوسات (عملًا) يقين داشت».
عجيبتر اينكه بعضى از پيروان ژان لاك مانند «ژرژ بركلى» و «هيوم» پا را از اين هم بالاتر نهاده و با اينكه مبدء «علم» را «حس» شمردهاند هيچگونه ارزش و اعتبارى براى ادراكات حسى قائل نيستند و حتى وجود خارجى محسوسات ما را انكار مىكنند!.
پراگماتيستها با اينكه همه چيز را از دريچه اثرات خارجى آن مخصوصاً در زندگى ما مورد بررسى قرار مىدهند و قضاوت درباره وجود و عدم يك واقعيت حسى و ذهنى را بسته به تأثير آن در زندگى انسانها مىپندارند و از اين نظر بايد آنها را «فيلسوفان تاجر پيشه» خواند «نه فيلسوف واقعى» اعتراف دارند كه مسائل ماوراى طبيعى قابل مطالعه و بررسى