معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤ - ١٧- مسئلهاى به نام سرنوشت
و همه كس حوصله آن را ندارند، به اصطلاح «ميان بر» زده و كار را آسان مىكنند و مىگويند تا آن روز كه تقدير بود مسلمانان در اندلس حكومت كنند كردند و آن روز كه تقدير واژگون شد آنها هم واژگون شدند!
٤- طرز تفكر ماترياليستى نيز همانطور كه گفتيم يك نوع سرنوشت جبرى را در دل خود مىپروراند.
زيرا هنگامى كه تحت تعليمات اين مكتب ما اصل جبر علت و معلول را به رسميت بشناسيم مفهومش اين است كه ساختمان مخصوص جسمى و روحى هر انسانى، به اضافه محيط و تعليم و تربيتش، براى او سرنوشتى ترسيم مىكند كه درست مانند قانون جاذبه و ساير قوانين طبيعى تخلفناپذير است و هيچگونه اراده و اختيارى در كار نيست و آنچه به نام اراده مىبينيم آن هم نتيجه جبرى عوامل درونى هر كس است و طبق خاصيت علت و معلول به وجود مىآيد و گريزى از آن نيست.
تا اينجا سرچشمههاى مختلف پيدايش سرنوشت را بررسى كرديم اكنون ببينيم آيا هيچ گونه دليلى براى سرنوشت