معماى هستى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧ - ١٥- معجزه حافظه!
خاطرات گذشته ما را به ديار نيستى بفرستد.
به ما گفتند كسانى را سراغ داريم كه بر اثر يك عمل جراحى مغزى قسمتى از مغز آنها را كه مستقيماً با دستگاههاى حساس بدن ارتباط نداشته برداشتهاند و به دنبال آن چند سال از خاطرات و عمر گذشته خود را بكلى فراموش كردهاند، گوئى در آن چند سال و حوادثى كه روى داده و اشخاصى را كه شناختهاند همگى را از ياد برده و با آنها بيگانه شدهاند.
گفتيم همين جا بايد بيشتر توقف كنيم و به بررسى همين پرده نازك بپردازيم كه هدف ما همين جاست، خودشناسى را بايد در اينجا تكميل كنيم:
عجب غوغائى است، پشت سر هم از ستاد فرماندهى مغز، دستور احضار پروندهها و سوابق اشخاص و موضوعات مختلف داده مىشود، تا بر اساس آنها حوادث و موضوعات جديد ارزيابى گردد و در مدتى در حدود «يك هزارم ثانيه» پروندهها برق آسا رد و بدل مىگردد.
شلوغى عجيبى است، هيچ مركز تلفن خودكارى به اين پركارى و سرعت نيست، راستى سرسام آور است.