معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - ريشههاى معاد در اعماق فطرت
چگونه تشخيص مىدادهاند». [١]
مسلّم است منظور آنها از اين «بيلان زندگى» صحنه سازى و فورماليته كارى امروز ما نبوده، زيرا بعيد به نظر مىرسد كه آدمهاى آن روز اين راهها را كشف كرده بودند كه مثلًا انسان مىتواند چنين بيلانى را ارائه دهد بدون اينكه كوچكترين حرف درستى در آن باشد و روشن است كه اگر انسانى بيلان عملش اين باشد چه آدم خوبى خواهد بود و توجه به زندگى پس از مرگ چه اثر تربيتى عميقى روى او گذارده است.
به هر حال تاريخ به ما مىگويد كه در تمدنهاى كهن ديگر كه مقارن تمدن مصر يا پس از آن به وجود آمدند مانند تمدن كلدانيان، آشوريان، يونانيان و ايرانيان، مذهب بطور كلى و اعتقاد به زندگى پس از مرگ بخصوص موقعيت خاصى داشته است.
توجه به اين موضوع در مذاهب بزرگ جهان نيز كاملًا آشكار است و نيازى به توضيح ندارد و در آينده نمونههايى از آن را خواهيم ديد.
در اينجا توجه شما را به نكته قابل توجهى كه دانشمند معروف اسلامى نويسنده كتاب «روح الدين الاسلامى» از مجله «ريدرزد ايجست» نوامبر ١٩٧٥ از «نورمان فن سنت بيل» نقل مىكند جلب مىكنيم، او مىگويد: «حقيقت اين است كه شور غريزى به وجود جهان ديگر پس از مرگ يكى از محكمترين دلايل اين مسئله است زيرا هر گاه خدا مىخواهد انسان را به حقيقتى قانع سازد، ريشه آن را در سرزمين غرائز و فطرت او غَرْس مىكند.
عقيده به زندگى جاويدان در سراى ديگر يك نوع احساس عمومى در
[١]. آلبرماله، تاريخ ملل شرق و يونان، جلد اول، صفحه ٤٧ و ٤٨.