معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - ٢- خوابهاى مغناطيس «مانيتيسم» و «هيپنوتيسم»
بگذارد كه بعدها نام آن را «نيروى مغناطيس» و يا «مانيتيسم» كه همان «مغناطيس» است و گويا به هنگام ترجمه علوم اسلامى به زبان لاتينى به اين شكل تغيير صورت داده است ناميدند!
اين قوه مرموز (سياله مغناطيسى) شايد در همه افراد وجود داشته باشد، منتها در بعضى بسيار ضعيف است، در حالى كه در بعضى ديگر فوق العاده نيرومند مىباشد، كه بوسيله تمرين نيز مىتوان آن را پرورش داد و نيرومندتر كرد.
حتى درباره بعضى از حيوانات- از جمله مار- نقل مىكنند كه آنها بوسيله اين سياله مخصوص، دشمنان يا شكار خود را از حركت باز مىدارند، و اگر در مورد وجود اين نيرو در حيوانات ترديد كنيم در مورد انسان قابل ترديد نيست.
در آغاز وجود چنين نيروئى در مشرق زمين كشف شده بود، كلدانيها و مصريها و هنديها به آن پى برده بودند، اما چندان شكل عمومى نداشت تا اينكه يك پزشك اطريشى به نام «مسمر» در اواخر قرن ١٨ ميلادى (در سال ١٧٧٥) آن را به عنوان يك كشف علمى مطرح كرد و گفت: در وجود انسان نيروى سيال مخصوصى وجود دارد كه مىتوان براى درمان بعضى از بيماران از آن استفاده كرد.
البته مطابق معمول كه هر كس كشف جديدى مىكند، مورد هجوم حملات افراد غير وارد و يا مطلعين حسود واقع مىگردد، در آن روز طوفانى از اعتراضات پيرامون «مسمر» به راه افتاد حتى بعضى او را ديوانه خواندند، البته بلند پروازيهاى مسمر نيز به اين حملات دامن زد و دستاويز به دست مخالفان داد.