معاد و جهان پس از مرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧ - رستاخيز انرژيها بعد از مرگشان
نيست.
و اگر از اين معنى گام فراتر بگذاريم مىبينيم مسأله خاصيت آتش افروزى بوسيله چوب درختان! منحصر به چوبهاى درختان «مرخ» و «عفار» نيست، بلكه در همه درختان اين خاصيت هست- اگر چه آن دو چوب بر اثر مواد و وضع مخصوص خود آمادگى بيشتر براى اين كار دارند- و تمام چوبهاى درختان اگر محكم به هم بخورند جرقه مىدهند.
به همين دليل گاهى آتش سوزيهاى وحشتناك و وسيع در دل جنگلها روى مىدهد كه هيچ انسانى عامل آن نبوده، و فقط اين «آتش» زير سر «بادها» است كه شاخههاى درختان را به هم كوفتهاند و جرقهاى در ميان برگهاى خشك افتاده، و سپس ادامه وزش باد به آن آتش دامن زده است.
اين همان جرقه الكتريسته است كه بر اثر اصطكاك و مالش آشكار مىگردد. اين همان آتشى است كه در حقيقت در دل تمام ذرات موجودات جهان (حتى در دل درختان و آبها) نهفته است، و در شرايط خاصى خود را نشان مىدهد و از «شجر اخضر»، «نار» مىآفرينند!
اين معنى وسيعترى است كه چشم انداز جمع اضداد را در آفرينش گستردهتر مىسازد، و بقاى در فنا را مشخصتر نشان مىدهد.
اما تفسير و معنى عميقترى كه به كمك دانشهاى روز بر آن دست يافتهايم همان بازگشت انرژى ذخيره شده نور آفتاب به هنگام تركيب سلولز نباتى (از كربن و اكسيژن و ئيدروژن) مىباشد كه وقت سوزاندن چوب و هيزم و تجزيه شدن سلولز و تركيب «كربن» آن با «اكسيژن» هوا، آزاد مىگردد.
اين نور و حرارت مطبوعى كه در زمستان درون كلبه آن روستايى را