پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - ١٥- كليد نجات انسان معرفت است
آلوده كفر و شرك و همه گونه فساد اخلاق بودند، و به اين ترتيب كليد نجات آنها را از اين گردابهاى خطرناك در تفكر و انديشه كه طريق و مسير معرفت است، معرفى مىكند.
و درست به همين دليل ريشه هر انقلاب و هرگونه تحول اساسى در اجتماعات بشرىرا بايد در انقلاب فكرى و فرهنگى جستجو كرد.
اگر معرفت امكان نداشت، انديشه براى چه بود؟ به خصوص اينكه با تعبير به «انّما» كه براى حصر است روشن مىسازد كه كليد اصلى نجات همين است و بس!
ولى اين تفكر خواه گروهى باشد يا انفرادى، بايد جدى باشد و توأم با قيام الهى باشد و براى خدا، لذا مىگويد: «انْ تَقومُوا للَّه» و دور از تعصبها و لجاجتها و هوا و هوسها كه شرح آن در موانع شناخت به خواست خدا خواهد آمد.
يوسف پيامبر عليه السلام نيز بر اين موضوع تأكيد كرده، به هنگام تكيه بر تخت حكومت مصر عرضه مىدارد:
«رَبِ قَدْ اتَيْتَنى مِنَ اْلمُلْكِ وَعَلَمْتَنى مِنْ تأويل اْلَاحاديثِ فاطِرَ السّمواتِ وَاْلَارْضِ انْتَ وَليّى فِى الدُنْيا وَاْلآخِرِةِ تَوَفَنى مُسْلِماً وَالْحِقْنى بِالصالِحينَ؛
پروردگارا! بخش (عظيمى) از حكومت به من بخشيدى، و مرا از علم تعبير خوابها آگاه ساختى، تويى آفريننده آسمانها و زمين، و تويى سرپرست من در دنيا و آخرت، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق كن» (يوسف ١٠١)
جالب اينكه علم تعبير خواب از علوم بسيار كم اهميّت است، ولى با اين همه داستان يوسف در قرآن مجيد به خوبى نشان مىدهد كه آگاهى اين پيغمبر بزرگ از اين علم سبب شد كه هم خودش از زندان عزيز مصر رهايى يابد، و به مقام حكومت رسد، و هم اين كشور پهناور را از قحطى خطرناكى رهايى يابد، و به مقام حكومت رسد، و هم اين كشور پهناور را از قحطى خطرناكى رهايى بخشد زيرا در آن هنگام كه يوسف در زندان بود سلطان مصر خواب عجيبى