پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦ - * چگونه باطل را تزيين و انسان را چشمبندى مىكنند؟
آگاهى يابند، و ميزان آگاهى آنها تا چه حد است؟ در تفسير نمونه، جلد ١٥ ذيل آيه ١٨، سوره نمل (صفحه ٤٣٥) و در جلد پنجم ذيل آيه ٣٨ انعام (صفحه ٢٢٤) بحث كردهايم.
و نيز در اينكه چگونه ممكن است هدهد فاصله طولانى ميان شام و يمن را پيموده باشد تا به سرزمين سبأ برسد در همان جلد نوزده ذيل آيه مورد بحث، سخن گفته شده است.
در سوّمين آيه سخن از قوم عاد و ثمود و سركشىها و طغيانگرىها و سپس نابودى آنهاست، ضمناً شهرهاى ويران شده و مساكن نابود گشته آنها را كه اعراب حجاز در مسافرتهايشان به سوى يمن و شام از كنار آن مىگذشتند (يكى سرزمين قوم عاد، و ديگرى سرزمين قوم ثمود بود) به عنوان آيينه عبرت به آنها نشان مىدهد. سپس به علت اصلى هلاكت و نابودى آنها اشاره كرده مىگويد: شيطان اعمالشان را براى آنها زينت داده بود، و با اينكه ظاهراً چشم بينا و عقل و خرد داشتند، پرده برديد و دركشان افكند و از راه حق بازداشت (وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيْلِ وَكانُوا مَسْتَبْصِرِيْنَ).
جمله «وَكانُوا مُسْتَبْصِريْن» (آنها بينا و آگاه بودند) به گفته بسيارى از مفسّران به اين معنا است كه آنها داراى عقل و شعور و قدرت استدلال بودند و مىتوانستند حق را از باطل تشخيص دهند ولى (بر اثر وسوسههاى شيطان) غافل شدند و در حقايق تدبر ننمودند. [١]
در تفسير «الميزان» نيز آمده است كه آنها با الهام فطرت، راه حق را مىدانستند، ولى شيطان، اعمالشان را زينت داد و آنها را از راه حق بازداشت. [٢]
بعضى نيز گفتهاند منظور آگاهى از حق به وسيله دعوت انبيا و تعليمات آنها
[١]. مجمع البيان، جلد ٧، صفحه ٢٨٣- روح البيان، جلد ٦، صفحه ٤٦٨- در تفسير قرطبى نيز اين معنا از بعضى از مفسّران نقل شده است.
[٢]. الميزان، جلد ١٦، صفحه ١٣١.