پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠ - چرا گناه حجاب ديده جان است؟
بديهى است منظور از كفر در اينجا كفرى است آميخته با لجاجت، كفرى است آميخته با عناد و دشمنى نسبت به انبيا، و كفرى است آميخته با پيمان شكنىهاى پى در پى و استهزاى آيات الهى، مسلماً چنين كفرى حجاب است، حجابى سخت كه اجازه درك حقايق را به انسان نمىدهد، و اين چيزى است كه آنها براى خود پسنديدهاند، و جبرى در كار نيست.
ظاهر اين است كه منظور آنها از جمله «قُلُوبُنا غُلْفٌ؛ دلهاى ما در غلاف است» استهزا و مسخره آيات الهى و شخص موسى بن عمران است، نه اينكه آنها واقعاً درباره خود چنين اعتقادى را داشته باشند و بگويند ما چنين آفريده شدهايم كه حقيقتى را درك نمىكنيم (آنچنان كه از بعضى تفسيرها استفاده مىشود) [١] ولى خداوند اين سخن آنها را جدى گرفته، و به آنها مىگويد: آرى خداوند بر دلهاى شما به واسطه كفر و لجاجتان مهر نهاده و چيزى نمىفهميد!
اين احتمال نيز داده شده است كه منظور از اين جمله اين است كه دلهاى ما ظرفهايى مملوّ از علم و دانش است همچون غلافى كه شمشير در آن باشد پس ما نيازى به علم و دانش ديگرى نداريم. [٢] ولى اين احتمال نيز بسيار بعيد به نظر مىرسد.
به اين ترتيب در تفسير آيه سه احتمال ذكر شده كه از همه مناسبتر معناى اوّل است، در بعضى از تفاسير در اينجا روايتى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه بسيار پر معنا است فرمود: «الطّابَعُ مُعَلَّقٌ بِقائِمَةِ الْعَرْشِ فَاذا انْتُهِكَتِ الْحُرمَةُ وَ عُمِلَ بِالْمَعاصِى واجْتُرِىءَ عَلى اللَّهِ تَعالَى بَعَثَ اللَّهُ تَعالى الطّابعَ فَطَبَعَ عَلى قَلْبِهِ فَلا يَعْقِلُ بَعْدَ ذلِكَ شَيْئاً؛ مهر خداوند به ستون عرش آويخته است، هنگامى كه هتك حرمت و عمل به معاصى و جرئت در برابر خداوند صورت گيرد خداوند مهر كننده را مىفرستد كه با آن مهر قلب اين شخص را مهر مىزند و بعد از آن چيزى درك نخواهد كرد». [٣]
[١]. الميزان، جلد ٥، صفحه ١٣٨، و قرطبى، جلد ٣، صفحه ٢٠٠٤.
[٢]. اين احتمال در تفسير فخر رازى، جلد ١١، صفحه ٨٧، و تفسير قرطبى، جلد ٣، صفحه ٢٠٠٤، و روح المعانى، جلد ٦، صفحه ٨ آمده است.
[٣]. روح المعانى، جلد ٦، صفحه ٨.