پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - ١- انواع مختلف تقليد
پيروىهاى عاقلانه و منطقى تشكيل مىدهد، زيرا مسلّم است هيچكس هر چند بزرگترين نابغه جهان باشد نمىتواند در همه چيز صاحب تخصص شود، مخصوصاً در عصر و زمانى كه رشتههاى تخصصى آنقدر گسترش پيدا كرده كه تنها در رشته طب مثلًا صدها گونه تخصص وجود دارد كه عادتاً محال است يك فرد در تمام رشتههاى همين يك فن متخصص شود تا چه رسد به فنون ديگر.
با اين حال هركس در رشتهاى متخصص است به اجتهاد خود در آن رشته عمل مىكند و آنها كه در آن رشته مجتهد و صاحب نظر نيستند راهى جز اين ندارند كه به صاحبنظران و متخصصان آن فن مراجعه كنند.
يك مهندس ساختمان اگر بيمار شود به طبيب مراجعه مىكند، و اگر آن طبيب بخواهد ساختمانى بسازد از اين مهندس دستور مىگيرد، يعنى هر كدام در يك رشته «مجتهد» و در رشتهاى ديگر «مقلد» هستند، و اين اصلى است عقلايى (رجوع جاهل به عالم، و غير مجتهد به مجتهد، يا غير متخصص به متخصص) كه هميشه در ميان انسانها بوده و هست، و اصولًا چرخهاى زندگى بشر بدون آن گردش نمىكند، البتّه صاحبنظران و مجتهدانى كه به آنها مراجعه مىشود شرايطى دارند كه بعداً به آن اشاره خواهد شد.
اين همان است كه گاهى از آن تعبير به «أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» مىشود همانگونه كه قرآن مجيد مىگويد:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهَ أُسْوةٌ حَسَنَةٌ؛ براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود» (احزاب/ ٢١)
و در سوره انعام مىخوانيم: «أَولئِكَ الَّذِيْنَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه؛ آنها (گروهى از انبياى پيشين مانند اسماعيل و يونس و يحيى و يوسف و موسى) كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده، پس به هدايت آنان اقتدا كن» (انعام/ ٩٠).
خطاب در اين آيه گرچه به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم است ولى بعيد نيست منظور امت باشد.