پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - تفسير و جمعبندى
است.
اين تعبير نشان مىدهد كه «جبرئيل» گاه آيات قرآن را مستقيماً بر قلب پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نازل مىكرد، در حالى كه از رواياتى استفاده مىشود كه گاه به صورت انسانى مجسم گشته، و در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ظاهر مىشده، و پيام الهى را به او ابلاغ مىكرده است. [١]
ششمين آيه اين حقيقت را به وضوح بيان مىكند كه اين قرآن را كه تبيين كننده و بيانگر همه چيز است، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى همه مسلمانان مىباشد، ما بر تو نازل كرديم، بنابراين تمام اين معارف از منبع وحى است.
بديهى است منظور از «هر چيز» تمام امورى است كه به سعادت انسان ارتباط دارد، آرى اصول همه اين امور، چه مربوط به مسائل معنوى باشد و چه مادى و دنيايى، در قرآن مجيد به صورت يك سلسله قوانين كلى آمده است.
هفتمين آيه با صراحت مىگويد: قرآن روحى است از جانب خدا كه بر تو نازل شده، و تو پيش از آن نه از محتواى اين كتاب آسمانى با خبر بودى، و نه از ايمان به محتواى اين كتاب اينكه قرآن را «روح» ناميده، به خاطر آن است كه مايه حيات دلها و زندگى جانها و حيات جامعه بشرى است، اين سخن است كه بسيارى از مفسران آن را پذيرفتهاند. [٢]
و اينكه مىگويد: تو قبلًا از آن آگاه نبودى، منظور عدم آگاهى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از محتواى اين آيات قبل از بعثت است، وگرنه شواهد تاريخى بسيار و روايات
[١]. فخر رازى در تفسير آيه اصرار دارد كه آيه را توجيه كند و بگويد: «جبرئيل» بر شخص پيغمبر نازل مىشد، و آيات الهى را بيان مىكرد نه بر قلب او، منتها چون مركز حفظ اين آيات قلب مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده تعبير «فانه نزله على قلبك» شده است (تفسير كبير فخررازى، جلد ٣، صفحه ١٩٦) ولى ما لزومى براى اين توجيه و ارتكاب خلاف ظاهر نمىبينيم و همانگونه كه گفتيم ممكن است ارتباط جبرئيل با پيامبر گاه ارتباط روحانى بوده و گاه جسمانى.
[٢]. راغب در مفردات مىگويد: «سمّى القرآن روحا ... لكون القرآن سببا للحياة الاخروية».