پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠
كوتاه سخن اينكه حركت به سوى علم و معرفت مانند هر حركت ديگر، نياز به انگيزه و محرك دارد، اين انگيزه مىتواند يكى از امور زير باشد:
١- جاذبه علم و دانش و عشق به معارف، كه در درون جان انسان از آغاز به وديعت نهاده شده است.
٢- آگاهى از نتايج پر بار، و آثار گرانبهاى معرفت و وصول انسان به مراحل عالى تكامل در سايه آن.
٣- احساس مسؤوليت و ترس از عواقب دردناك فقدان معرفت و مجازات و كيفرهاى آن.
هريك از اين امور مىتواند زمينه لازم را براى پيمودن اين راه پرفراز و نشيب فراهم سازد و اگر همه اين امور دست به دست هم دهد مسلّماً اين حركت سريعتر و عميقتر و پربارتر خواهد بود.
آخرين سخن اينكه بالاترين افتخار انسان، معرفت و آگاهى است، و جاهلان بىمعرفت، مردگان زنده نما هستند.
رسيدن به مقام آگاهى و معرفت كامل، جز با فراهم ساختن اسباب و رفع موانع و آماده نمودن زمينهها ممكن نيست.
و چه جالب مىگويد آن شاعر عرب:
|
وَفِى الْجَهْلِ قَبْلَ الْمَوْتِ مَوْتٌ لأِهْلِهِ |
فَأَجْسامُهُمْ قَبْلَ الْقُبُورِ قُبُورٌ |
|
|
وَانّ امْرءاً لَمْ يُحْيِىِ بِالْعِلْمِ مَيْتَةٌ |
فَلَيْسَ لَهُ حَتّى النُّشُورِ نُشُورٌ |
|
|
حقايق سرايى است آراسته |
هوا و هوس گرد برخاسته |
|
|
نبينى كه جايى كه برخاست گرد |
نبيند نظر گر چه بيناست مرد! |