پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - ٣- رابطه «صبر و شكر» و «معرفت»
صابران شكور چه كسى مىتواند از اينها بهره گيرد؟
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه فرمود: «الأيْمانُ نِصْفانِ نِصْفٌ صَبْرٌ وَ نِصْفٌ شُكْرٌ؛ ايمان دو بخش است نيمى از آن صبر است و نيم ديگر شكر». [١] اين حديث تأكيدى است بر مفهوم آيات فوق.
بالاخره در سوّمين آيه اشاره داستان قوم سبأ مىكند هنگامى كه توفيق الهى شامل حالشان شد و توانستند با ايجاد سدّ عظيمى در ميان كوههايى در سرزمين «يمن» آبهاى فراوانى ذخيره كند، و باغهاى بسيار سرسبز و خرم فراهم سازند، زندگانى آنها غرق نعمت و شادى شد، ولى راه ناسپاسى پيش گرفتند، گروهى مرفه بر گروهى مستضعف ظلم و ستم روا داشتند، و سرانجام آن سدّ عظيم شكست، باغهايشان ويران گشت، و چنان پراكنده شدند كه قرآن مجيد در اين آيه مىفرمايد:
ما آنها را اخبار و داستانهايى براى ديگران قرار داديم (فَجَعَلْناهُمْ احادِيْثَ) و جمعيّتشان را به كلى متلاشى ساختيم (وَمزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمُزَّقٍ) سپس مىافزايد: در اين داستان آيات و نشانهها و درسهاى عبرتى است براى هر صبر كننده شكرگزار (انَّ فِى ذلِكَ لآياتٍ لِكُلِّ صَبّارٍ شَكُوْرٍ).
زيرا آنها با دقت و تأمل، نكات بسيارى از اين ماجرا به دست مىآورند.
از يكسو اين حقيقت ثابت مىشود كه فاصله زندگى و مرگ انسان بسيار كم است تا آنجا كه مرگ او در دل زندگى نهفته است، همان آبهاى فراوانى كه آن آبادى و عمران و تمدن قوم سبأ را به وجود آورد يك روز وسيله نابودى آنها شد!
از سوى ديگر نهايت ضعف اين انسان مغرور را نشان مىدهد، چرا كه مىگويند سدّ عظيم قوم سبأ كه «سدّ مأرب» نام داشت، به وسيله موشهاى
[١]. تفسير مجمعالبيان، جلد ٧، صفحه ٣٢٣ و تفسير فخررازى، جلد ٢٥، صفحه ١٦٢ وتفسير مراغى، جلد ٢١، صفحه ٩٧ و تفسير قرطبى، جلد ٥، صفحه ٣٥٧١ و تفاسير ديگر.