پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - شرح مفردات
معناى صيانت [١] و بعضى «القاء» را به معناى «امتناع از زشتىها و هوى و هوسها» [٢] تفسير كردهاند.
جمعى از مفسّران حديثى از بعضى از صحابه نقل كردهاند كه او در مقابل سؤال از حقيقت تقوا گفت: «آيا هرگز از راه پرخارى گذشتهايد؟ وقتى پاسخ مثبت شنيد گفت:
در آن حال چه مىكرديد؟ آيا دامان خود را جمع نكرده و كوشش براى نجات از خارها نداشتيد؟ اين همان تقوا است»
آرى در مسير زندگى و ره سپردن به سوى خداوند خارهاى شهوات و اميال و هوسها و اميدهاى كاذب و دروغين و لغزشها فراوان است، اينجاست كه انسان بايد دائماً مراقب باشد مبادا دامن روحش به اين خارها بچسبد و پاره شود، مبادا نوك خار در پاى جانش فرو نشيند و مجروحش سازد، مبادا او را از پيمودن اين مسير باز دارد و به خود مشغول نمايد.
و اين نمىشود جز با بيدارى و آگاهى و مراقبت دائم و مستمر.
به تعبير سادهتر: تقوى همان پرهيز از آفات تكامل روح، و خويشتن دارى در برابر گناهان و شبهات است، به طورى كه به صورت ملكه درآيد.
بعضى از مفسّران براى تقوى معانى متعددى ذكر كرده، و از آيات قرآن براى اين معانى شاهد آوردهاند كه در حقيقت هريك از آنها مصداقى از مصاديق تقوا است، مانند توبه، طاعت، اخلاص، ايمان (پرستش و توحيد). [٣]
بعضى نيز گفتهاند: حقيقت تقوا اين است كه انسان چيزى را در مقابل آفتى مانع قرار دهد، و همانگونه كه انسان به وسيله سپر ضربات دشمن را از وجود
[١]. لسان العرب همان ماده.
[٢]. مجمع البحرين همان ماده (بايد توجه داشت كه اصل واژه تقوا، و قَوْى بوده كه بعداً واو آن به تاء تبديل شده، چنانكه خليل بن احمد در كتاب العين آورده است.
[٣]. وجوه القرآن، صفحه ٥٥ و تفسير فخر رازى، جلد ٢، صفحه ٢٠.