پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - اشاره
رفته. [١]
«رحمان» و «رحيم»- اين دو واژه از ماده «رحمت» گرفته شده، و معروف اين است كه «رحمان» كسى است كه رحمتش عام است، و همگان را شامل مىشود، در حالى كه «رحيم» به كسى گفته مىشود كه رحمتش خاص است، بنابراين رحمانيت خداوند سبب شده است كه فيض نعمتش دوست و دشمن، و مؤمن و كافر را شامل شود، ولى رحيميت او ايجاب مىكند كه مؤمنان را مشمول مواهب خاصى در دنيا و آخرت قرار دهد كه دور افتادگان از خدا و بى خبران از آن محرومند.
شاهد اين تفاوت امور زير است:
١- «رحمان» صيغه مبالغه است، و رحيم صفت مشبهه، و صيغه مبالغه تأكيد بيشترى را مىرساند و دليل بر گستردگى اين نوع رحمت است، ولى بعضى هر دو را صفت مشبهه و يا هر دو را صيغه مبالغه دانستهاند، اما با اين حال تصريح كردهاند كه رحمان مبالغه بيشترى را مىرساند. [٢]
٢- بعضى نيز گفتهاند چون «رحيم» صفت مشبهه است و دلالت بر ثبات و استمرار دارد مخصوص مؤمنان است ولى «رحمان» كه صيغه مبالغه است چنين دلالتى ندارد.
٣- «رحمان» نام مخصوص خداست و به غير او اطلاق نمىشود، در حالى كه «رحيم» هم به او گفته مىشود و هم به غير او، و اين دليل بر آن است كه مفهوم «رحمان» رحمت گستردهترى است.
[١]. بعضى آن را از ماده «وَسْم» به معناى «علامت» مىدانند، ولى اين صحيح به نظر نمىرسد، زيرا جمع آن كه به صورت «اسماء» و تصغير آن «سُمّى» و «سُميّة» مىآيد، دليل بر اين است كه «واو» در آغاز ريشه آن نيست، بعضى نيز آن را از كلمه «شِما» كه لغتى است آرامى و عبرى مشتق مىدانند كه به هنگام تعريب به صورت اسم و سماء درآمده است (التحقيق فى كلمات القرآن الكريم) ولى اين نيز بعيد به نظر مىرسد، و گواهى بر آن در دست نيست، شاهد ديگر بر اينكه از ماده «وسم» گرفته نشده اين است كه همزه «اسم» در درج كلام ساقط مىشود در حالى كه اگر از ماده «وسم» بود همزه به جاى واو بود و نبايد ساقط شود.
[٢]. به تفسير مجمع البيان، روح المعانى و الميزان، جلد ١، به ترتيب صفحه ٢٠ و ٥٥ و ١٦ مراجعه شود.