پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - ٢- نقش رهبران در روايات اسلامى
مستكبران بر گروهى تحميل مىشود، و آنها را به ناتوانى مىكشانند، البتّه گاهى به صورت فعل معلوم درباره مثل فرعون كه بنىاسرائيل را به ضعف و ناتوانى و بردگى كشانده بود به كار رفته است: «انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِى الأَرْضِ وَجَعَلَ أهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُم» (قصص/ ٤).
اين نكته نيز قابل توجه است كه «مستضعف» در قرآن مجيد به دو معنا به كار رفته است: نخست افراد مظلومى كه به ناحق تحت ستم قرار گرفتهاند و مورد الطاف الهى هستند، چنانكه درباره ستمديدگان بنىاسرائيل مىفرمايد: «وَنُرِيْدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِيْنَ اسْتُضْعِفُوا فِى الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ ائِمَّةَ وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثيْنَ؛ ما اراده كردهايم بر مستضعفان در زمين منت گذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان حكومت قرار دهيم» (قصص/ ٥).
معناى دوّمى كه غالباً در قرآن مجيد در آن استعمال شده كسانى هستند كه بر اثر جهل و نادانى و تقليد و تعصب به ناتوانى فكرى كشيده شدهاند، و چشم و گوش بسته دنبال سران ظالم و رهبران گمراه حركت مىكنند، و همينها هستند كه آيات فوق به مخاصمه و مجادله آنها با مستكبران در روز قيامت اشاره مىكند، و تصريح مىنمايد كه آنها همچون مستكبران عذاب مضاعف دارند:
عذابى به خاطر گمراهيشان و عذابى به خاطر آن تنور مستكبران را داغ كردند و پايههاى حكومت جبار آنها را محكم نمودند.
٢- نقش رهبران در روايات اسلامى
در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «النّاسُ بِأُمَرائِهِمْ اشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛ شباهت مردم به اميران و حكمفرايانشان بيشتر است از شباهت به پدرانشان»! [١]
اين شباهت ممكن است از اين طريق باشد كه گروهى چشم و گوش بسته به دنبال امرا حركت مىكنند و دين و دل در گرو فرمان آنها دارند تا آنجا كه
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٤٦، كتاب الروضه كلمات على عليه السلام، حديث ٥٧.