پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - * مشكلات تفسير موضوعى
تفسير موضوعى حدّاقل سه مشكل عمده دارد كه بر سر راه «مفسّر» خودنمايى مىكند:
١- تفسير موضوعى اين نيست كه انسان كتابهاى معجم قرآن مجيد را در برابر خود بگذارد و مثلًا براى تفسير موضوع جهاد، يا تقوا آياتى كه تحت همين عنوان (جهاد و تقوا) در معجم آمده است جمعآورى كند.
زيرا بسيار مىشود كه آياتى از قرآن پيرامون اين سه موضوع سخن مىگويد بىآنكه كلمه «تقوا» يا «جهاد» در آن به كار رفته باشد، و اين فراوان است،
بد نيست در اينجا از يك مثال استفاده كنيم مىدانيم خداوند، «رحمن» و «رحيم» و «ارحم الراحمين» است و اين معنا در بسيارى از آيات قرآن منعكس مىباشد، ولى آياتى در قرآن داريم كه اين حقيقت را بيان مىكند بىآنكه ماده «رحم» در آن به كار رفته باشد، از جمله آيه ٦١ سوره نحل است كه مىگويد: «وَلَوْ يؤاخِذُ اللَّه النّاسَ بِظُلمُهِمِ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دابَّةِ؛ اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان مجازات كند جنبندهاى را روى باقى نخواهد گذارد». [١]
همين مطلب در آيه ٤٥ فاطر با تفاوت مختصرى آمده است «وَلَوْيُؤاخِذُ اللَّه النّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دابَّةٍ».
اين دو آيه نهايت لطف و رحمت الهى را نسبت به بندگانش نشان مىدهد بىآنكه در اين دو آيه اشارهاى به واژه «رحم» شده باشد.
٢- مشكل ديگر تفسير موضوعى همان مشكل جمعبندى آيات و نتيجهگيرى از آنها است، كه نياز به دقت و ظرافت و ذوق و آگاهى بسيار و احاطه فراوان به آيات قرآن و تفاسير دارد، و در آنجا كه آيات مربوط به يك موضوع متعدد و هر كدام بعد خاصى دارد اين جمعبندى پيچيدهتر مىشود.
بعلاوه همانگونه كه گفتيم تفسير موضوعى تفسير نوپايى است كه كوشش و كار فراوانى روى آن انجام نشده، و همين امر كار كسانى را كه در رده آغاز
[١]. قابل توجه اينكه در آيه نخست اشاره به «ظلم» مردم شده، و در آيه دوّم به جاى آن «اكتساب» آمده است، هنگامى كه اين دو در كنار هم گذارده شود معلوم مىگردد كه بسيارى از كارهايى كه از مردم سر مىزند خالى از نوعى از ظلم نيست!