پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧ - ٢- چگونه پردهها كنار مىرود؟
اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَأَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيا بِأَبْدانٍ أَرُواحُها مُعَلَّقةٌ بِالْمَحَلِّ الأَعْلى، أُولئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَالدُّعاةُ إلى دِينِهِ؛
علم و دانش با حقيقت بينايى به آنها روى آورده، و روح يقين را لمس كردهاند، و آنچه را دنيا پرستان هوسباز مشكل مىشمرند بر آنها آسان است، آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند، و در دنيا با بدنهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوند دارد، آنها خلفاى الهى در زمينند و دعوت كنندگان به سوى دين خدا». [١]
٤- در حديث ديگرى در نهجالبلاغه در داستان معروف «ذعلب يمانى» آن مرد سخنور و هوشيار از ياران على عليه السلام آمده است كه روزى از آن حضرت اين سئوال عجيب را كرد:
«هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ يا أَمِيْرَ الْمُؤْمِنْيِنَ؛ آيا هرگز پروردگارت را ديدهاى اى اميرمؤمنان»؟!
امام فرمود:
«عْبُدُ أَفَا مالا أَرَى؛ آيا پرستش كنم چيزى را كه نمىبينم»؟
عرض كرد:
«وَكَيْفَ تَراهُ؛ چگونه او را مىبينى»؟!
امام فرمود:
«لا تُدْرِكُهُ الْعُيُونَ بِمُشاهَدَةِ الْعِيانِ، وَلكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الإِيْمانِ؛
چشمهاى ظاهر با مشاهده حسى او را درك نمىكنند، و لكن دلها با حقايق ايمان او را درك مىكنند (و مىبينند)».
سپس افزود:
«قَرِيْبٌ مِنَ الأَشْياءِ غَيْرَ مُلابِسٍ، بَعِيْدٌ مِنْها غَيْرَ مُبايِنٍ؛
به همه چيز نزديك است اما نه آنگونه كه به آنها چسبيده باشد، و از همه چيز
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، ١٤٧.