پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٢ - ١- نمونههاى جالبى از كشف و شهود در احاديث اسلامى
در بعضى از روايات تفصيل بيشترى در اين زمينه وارد شده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بعد از نماز صبح برفراز منبر آمد، و صحنه جنگ موته را دقيقاً براى آنها ترسيم كرد، و از شهادت «جعفر» و «زيد بن حارثه» و «عبداللَّه بن رواحه» به تفصيل سخن گفت، آن گونه كه نشان مىداد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم صحنه پيكار را با چشم مىديد، و جالب اينكه در تواريخ معروف آمده است كه در ضمن اين داستان مىفرمايد: اين هر سه شهيد بر تختهايى از طلا به سوى جنت برده شدند، و من در تخت «عبداللَّه بن رواحه» مختصر كسر و كمبودى نسبت به تخت «جعفر» و «زيد» ديدم، از آن سئوال كردم، گفتند: آن دو نفر با عزم راسخ گام برداشتند، ولى اين يكى مختصر ترديدى به خود راه داد، و بعد روانه شد (تعبير ديدم در اين قسمت روايت نيز پر معنا است، و نمونهاى از شهود است). [١]
٣- در حديثى در تفسير آيه «وَ انَّ مِنْ اهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ الَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ الَيْهِم» آمده است كه شأن نزول اين آيه «نجاشى» سلطان «حبشه» است، هنگامى كه از دنيا رفت خبر مرگ او را جبرئيل به رسول خدا رسانيد، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بيرون آييد و بر يكى از برادرانتان كه در سرزمين ديگرى از دنيا رفته است نماز بخوانيد، ياران گفتند: او كيست؟ فرمود: نجاشى است.
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به قبرستان بقيع آمد، و از مدينه، سرزمين حبشه در مقابل چشمش نمايان گشت، تابوت نجاشى را ديد و بر آن نماز خواند! [٢]
٤- در تاريخ زندگى مادر گرامى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آمنه عليها السلام چنين آمده است كه در آن هنگام كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را در رحم داشت فرشتهاى به او گفت: و تو آقاى اين امت را در رحم دارى، هنگامى كه متولّد شد بگو: من او را به خداوند يگانه از شرّ هر حسودى پناه مىدهم، سپس نام او را «محمّد» بگذار، اين بانو در
[١]. كامل ابن اثير، جلد ٢، صفحه ٢٣٧.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٨، صفحه ٤١١.