پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - ١- شاخههاى فطرت و وجدان
مىگويد: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ؛ بگو آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند مساويند»؟ (زمر ٩) و در جاى ديگر مىفرمايد: «قُلْ هَلْ يَسْتَوِى ألَاعْمَى وَالْبَصِيرُ امْ هَلْ تَستَوِى الظُّلُماتُ وَلنُّورُ؛ بگو آيا نابينا و بينا يكسانند؟ يا ظلمات و نور برابرند»؟! (رعد ١٦)
٣- فطرت مذهبى يعنى او يك سلسله مسائل عقيدتى را بدون نياز به معلّم و استاد مىداند، از جمله مسأله خداشناسى و معاد، و قسمتهاى ديگرى از مفاهيم عقيدتى است كه شرح آن به خواست خدا در جلد دوّم اين كتاب خواهد آمد.
آيه «فَاذا رَكِبُوا فِى الُفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخلِصينَ لَهُ الدِّينَ» و مانند آن اشاره به همين است.
به همين دليل ايمان به يك مبدأ مقدّس در تمام دوران تاريخ بشر وجود داشته، و حتى نشانههايى در دست است كه در دورانهايى قبل از تاريخ نيز اعتقاد به اين مبدأ در ميان انسانها موجود بوده است، و چنانكه بعداً شرح خواهيم داد امكان ندارد چيزى بدون داشتن يك ريشه فطرى از اين گستردگى و دوام عجيب برخوردار باشد.
٤- محكمه وجدان در درون وجود انسان دادگاهى عجيب مستقر است كه مىتوان آن را «قيامت صغرى» ناميد، دادگاهى كه انسان را در مقابل اعمالش محاكمه مىكند، در برابر خوبىها تشويق، و در برابر بدىها مجازات مىنمايد، اين تشويق و مجازات را همه ما- البتّه با تفاوتهايى- در درون جان خود مىيابيم، گاه مىگوييم وجدانمان از اين كار راضى است، و گاه مىگوييم وجدان ما شديداً ناراحت است، تا آنجا كه گاهى خواب و استراحت را از انسان مىگيرد، و حتى اگر شديد باشد سر از عواقب دردناكى مانند خودكشى و انتحار و جنون و بيمارىهاى روانى در مىآورد آيه «فَرَجَعُوا الى انْفُسِهِمْ ...» اشاره به اين معنا است