پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - تفسير و جمعبندى
آيا «انْا هَدَينَاه السَبِيلَ امَّا شَاكِراً وَ امَّا كَفُوراً؛ ما راه را به انسان نشان داديم خواه شاكر باشد، و يا كفران كننده» (انسان ٣) نيز ممكن است اشاره به همين معنا بوده باشد، حدّاقل «هدايت فطرى» در مفهوم كلى هدايت كه در اين آيه آمده است مندرج مىگردد.
آيه دوم ناظر به ماجراى «بت شكنى» ابراهيم قهرمان توحيد و محاكمه او از سوى بتپرستان بابل است، هنگامى كه آنها ابراهيم را در ميان جمعيّت حاضر ساختند و از او پرسيدند: «آيا تو با خدايان ما چنين كردهاى»؟ او در پاسخ گفت:
«بلكه بزرگشان چنين كرده باشد، از آنها سؤال كنيد، اگر سخن مىگويند»!
در اينجا آيه مورد بحث مىگويد: «آنها به وجدان خود باز گشتند، و به خود گفتند: حقا كه شما ستمگريد» (هم به خويشتن ستم كردهايد، هم به جامعهاى كه در آن زندگى مىكنيد، هم نسبت به ساحت قدّس پروردگار آفريننده خود و بخشنده همه نعمتها».
گرچه بعضى از مفسّران احتمال دادهاند كه منظور از جمله «فَرَجَعُوا الى انْفُسِهِمْ» اين است كه آنها يكديگر را ملامت و سرزنش كردند، ولى اين تفسير با ظاهر آيه موافق نيست، و معناى اوّل صحيحتر به نظر مىرسد.
آرى اين وجدان است كه حتى بتپرستان مغرور و خودخواه را زير ضربات تازيانه ملامت مىگيرد و آنها را صريحاً محكوم مىكند.
تعبير به «نفس لوامه» در آيه شريفه «وَلا اقسِمُ بالنَفسِ اللَّوامة؛ و سوگند به وجدان ملامتگر» (قيامت ٢) مخصوصاً با توجه به اينكه آن را قرين روز قيامت قرار داده است، اشاره روشنى به همين دادگاه درون و وجدان فطرى است.