پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧ - ٥- تاريخ «نقلى» و «علمى» و «فلسفه تاريخ»
چرخهاى آن انسان است.
و عجب خام و ساده انديشند، آنها كه تاريخ را با تمام شاخ و برگهايش مولود جبرى مسائل اقتصادى، و بالخصوص ابزار توليد، مىدانند، يعنى تاريخ انسان را مخلوق و محكوم بىاراده مشتى ابزار و دستگاههاى توليدى مىپندارند كه خود انسان آن را ساخته است.
اين گروه با اين طرز تفكر نه انسان را شناختهاند و نه تاريخ را.
٥- تاريخ «نقلى» و «علمى» و «فلسفه تاريخ»
يكى از انديشمندان معاصر تاريخ را از يك نظر به سه شاخه تقسيم مىكند:
١- تاريخ نقلى: كه مجموعه حوادث جزئى و مشخصى است كه در گذشته واقع شده، و در حقيقت شبيه فيلمى است كه از حادثه يا حوادثى بردارند، و لذا هميشه جزئى است، نه كلى، و سخن از بودنها مىكند، نه شدنها، و متعلق به گذشته است نه امروز و نقلى است نه عقلى
اين شاخه از تاريخ مىتواند از طريق محاكمات، شبيه تأثير پذيرى انسان از همنشين، و عبرت آموزى از مردم زمان، مفيد و آموزنده باشد، همانگونه كه قرآن مجيد «اسوهها» را طرح مىكند، تا مردم از آن پند گيرند.
٢- تاريخ علمى: كه از قواعد و سنتهاى حاكم بر زندگى انسانها سخن مىگويد، قواعدى كه از بررسى و تحليل حوادث گذشته، به دست مىآيد، و در حقيقت تاريخ نقلى ماده خامى است براى اين قسمت.
از ويژگىهاى اين قواعد، قابل تعميم بودن، علمى بودن، و به صورت يكى از منابع معرفت و شناخت در آمدن، و انسان را مسلط بر آينده ساختن است.
ولى با اين حال اين قسم از تاريخ نيز علم به بودنها است، نه شدنها، هر چند كلى و عقلى است.
٣- فلسفه تاريخ: كه سخن از تحول جامعهها، از مرحلهاى به مرحله ديگر