پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - ١- امكان شناخت از ديدگاه «فلسفه»
جهان در حال تغيير است جز قانون تغيير و تحول كه همواره ثابت است (البتّه در كنار اين اصل يك سلسله اصول ديگرى نيز وجود دارد كه آنها را نيز ثابت مىدانند).
از اينها كه بگذريم ما دو رقم معرفت داريم «معرفت اجمالى» و «معرفت تفصيلى» واقعيتهايى وجود دارد كه درباره آنها فقط معرفت اجمالى داريم، اما از خصوصيات و روابط آن با اشيا ديگر جهان بىخبريم، ولى عدم شناخت تفصيلى هرگز دليل بر عدم شناخت اجمالى نمىشود.
چشم ما جزيى از بدن ماست، و مسلّماً تا تمام بدن را به خوبى نشناسيم شناختن چشم با تمام روابطش با ساير اعضا ممكن نيست.
ولى اين عدم شناخت تفصيلى مانع از آن نيست كه بدانيم چشم در قسمت سر و زير پيشانى قرار دارد، داراى هفت طبقه است، و هر كدام از طبقات هفتگانه آن وظيفه معينى دارد، و فايده آن ديدن مناظر و صحنههاى مختلف است.
با توجه به اين توضيحات روشن مىشود كه دلايل منكران شناخت در حقيقت به خاطر عدم دقت در اين تقسيمبندىها صورت گرفته، مثلًا وقتى مىگويند عالم هستى يك واحد بيش نيست، و اگر ما يك حلقه از آن را نشناسيم هيچ قسمت آن را نمىتوان شناخت در واقع معرفت اجمالى و تفصيلى را با هم اشتباه كردهاند، زيرا اگر ما بخواهيم يك جزء از اين عالم را به طور كامل و دقيق با تمام روابطش با اجزاء ديگر جهان بشناسيم بايد همه جهان را بشناسيم ولى هرگز معرفت اجمالى نياز به اين مطلب ندارد، همينگونه است معرفت ما درباره زمين و آسمان و افراد بشر و موجوداتى كه در اطراف ما وجود دارد. [١]
در اين باره توضيحات بيشترى به خواست خدا در فصل آينده خواهد آمد.
[١]. گاه گفته مىشود كه منكران شناخت نيز آن را به طور كامل نفى نمىكنند بنابراين جنگ آنها با طرفداران شناخت يك نزاع لفظى است و داستان «عنب» و «انگور» را تداعى مىكند.