ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٥ - تفسير
هر كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و پيغمبران و جبرئيل و ميكائيل باشد پس خدا دشمن كافران است كه جبرئيل و ميكائيل در ضمن كلمه فرشتگان داخل بودند ولى براى عظمت آنها آنان را مخصوصاً ذكر مىكند (در اينجا هم با اينكه نماز وسطى داخل مصاديق نمازها بود ولى براى عظمت آن را مخصوصاً ذكر كرده و سفارش بر مداومت بر آن مىنمايد) و در اينكه آيا نماز وسطى كدام يك از نمازهاى پنجگانه است شش قول گفته شده است:
١- منظور، نماز «ظهر» است اين عقيده زيد بن ثابت- عبد اللَّه عمر- ابن سعيد خدرى- اسامه- عايشه است و از امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) نيز همين معنا روايت شده است و ابو حنيفه و يارانش هم نماز ظهر را گفتهاند. و بعضى از پيشوايان طايفه زيديه هم مىگويند در روز جمعه مراد نماز جمعه است و در سائر روزها مقصود نماز ظهر است و از على (ع) اين معنا را نقل كردهاند و دليل بر اين معنا شأن نزول اين آيه است كه نقل شده است كه آن در وسط روز است و نماز ظهر اولين نمازى است كه واجب شده است و از على (ع) نقل شده كه از پيغمبر اسلام ٦ نقل كرده كه آن حضرت فرمود كه خداوند در آسمان دنيا دائرهاى دارد كه وقتى خورشيد از آن مىگذرد تمام اشياء تسبيح خدا مىكنند از اين رو خداوند در اين وقت نماز ظهر را واجب كرده است و آن همان ساعتى است كه درهاى آسمان باز شده و تا نماز ظهر خوانده نشود بسته نمىگردد و در آن ساعت دعا مستجاب مىشود.
٢- مراد از نماز وسطى نماز «عصر» است بعقيده ابن عباس- حسن- ابن مسعود و قتاده و ضحاك و اين معنا را از على (ع) نقل كردهاند و از ابو حنيفه نيز اين معنا نقل شده است و از پيغمبر ٦ بطور مرفوع (در اصطلاح به حديثى كه بعضى از وسائط يعنى راويان آن ساقط شده باشد «مرفوعه» مىگويند) نقل شده كه فرمود چون نماز عصر ميان دو نماز روز (صبح و ظهر) و دو نماز شب (مغرب و عشا) است. و اينكه آن را مخصوصاً يادآورى كرده جهتش اينست كه وقت نماز عصر موقعى است كه مردم اشتغال به اغلب كارها دارند و نيز از رسول اكرم ٦ نقل شده كه فرمود كسى كه نماز عصر از دست او برود مانند اينست كه عيالات و مال او گرفتار مصيبتى شده باشند و «بريده» از پيغمبر