ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٧ - دفع توهم
و گمراهى به نور هدايت بيرون ميآورد و همانطور كه تاريكى مانع ديدن اشياء است كفر، هم جلو درك حقايق را ميگيرد و چون خداوند مؤمنان را هدايت و دليلها و حجتها براى آنان اقامه نموده است پس آنان را از تاريكيها بنور بيرون آورده است و بديهى است كه اگر هدايت و تشويقها و تهديدهاى الهى نبود مردم از كفر به ايمان- درنمىآمدند همانطور كه اگر كسى را بداخل شدن شهرى تشويق كنيم و آن قدر باو بگوئيم تا او داخل گردد صحيح است كه بگوئيم: ما فلان شخص را به آن شهر وارد نموده و از جايى كه بود بيرون آورديم.
(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ) و كسانى كه كفر ورزيدند دوستان و يارانشان و آنكه عهدهدار امور آنان است طاغوت مىباشد و كلمه طاغوت در اينجا مفرد ولى بمعناى جمع است و مراد از آن بقول ابن عباس، «شيطان» و بقول مقاتل «رؤساء و رهبران گمراهى» مىباشد.
(يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) آنان را از نور ايمان و اطاعت و هدايت بسوى تاريكيهاى كفر و معصيت و گمراهى خارج مينمايند.
و چون «طاغوت» ها (هر چه اراده شود از آن) سبب گمراهى اين دسته از مردم بوده و آنان را دعوت و تشويق به گناه و كفر كرده و گناهان را در نظرشان جلوه دادهاند از اين جهت بيرون آمدن آنها از نور به تاريكى به طاغوت نسبت داده شده است.
دفع توهم:
بعضى پنداشتهاند كه چون خداوند بيرون آمدن مؤمنان را از تاريكى به نور، به خودش نسبت داده است پس ايمان، كار و فعل خداست.
ولى اضافه و نسبت دادن بيرون آمدن كفار از نور به تاريكى به «طاغوت» اين پندار و توهم را دفع و باطل ميكند زيرا مسلماً كفر، فعل طاغوت نيست و بعقيده اينان ايمان و كفر هر دو فعل خداست باضافه اگر ايمان فعل خدا باشد كه اينان پنداشتهاند نبايد خداوند ناصر و كمك مؤمنان و رسوا و خوار كننده كفار باشد زيرا وقتى ايمان و كفر هر دو فعل خدا باشد پس مردم، تقصير و گناه يا فضيلت و برترى ندارند و فرقى