ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨ - تفسير
بيان آيه ٢٣٠
شأن نزول:
زهرى از عروه و او از عايشه نقل ميكند كه گفت زن «رفاعة بن وهب قرظى» نزد رسول اكرم ص آمده عرض كرد من همسر رفاعه بودم مرا طلاق داد و عده طلاق من گذشت پس از آن با عبد الرحمن بن زبير ازدواج كردم و او پيش از آنكه با من آميزش كند مرا طلاق داد آيا ميشود كه به پسر عم خود برگردم؟ پيغمبر اكرم ت بسم نموده فرمود در نظر دارى كه برفاعه بازگردى، نه، جائز نيست مگر اينكه ازدواج با شوهر ديگرى كنى كه با او آميزش نمايى و در اين صورت اگر او طلاق داد ميتوانى برفاعه برگردى.
تفسير:
در اينجا خداوند حكم طلاق سوم را بيان كرده ميفرمايد(فَإِنْ طَلَّقَها) يعنى اگر او را بطلاق سوم طلاق داد چنانچه از امام محمد باقر (ع) اين معنى نقل شده و سدى و ضحاك نيز همين مطلب را گفتهاند.
مجاهد ميگويد: اين آيه تفسير جمله(أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ) و اين بيان بنا بر اين عقيده است كه لفظ «تسريح» به طلاق معنا شود.
(فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ) يعنى زنى كه باين ترتيب سه طلاق داده شده بر شوهر او حلال نيست كه او را بعقد خود درآورد مگر اينكه با مرد ديگرى ازدواج كند و عمل آميزشى انجام دهد.
در اينكه لازم بودن عقد و آميزش از قرآن و يا احاديث استفاده شده دو قول است:
١- لزوم اصل عقد مرد ديگر از قرآن (آيه مورد بحث) ثابت ميشود ولى لزوم آميزش از سنت و روايات (جبائى).
٢- هر دو مطلب از قرآن استفاده ميشود زيرا لفظ «نكاح» بر هر دو معنا اطلاق