ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - تفسير
و چنانچه لفظ آن در اصل «يضارر» فعل مجهول باشد كه بفتح راء اول است چنان كه ابن مسعود و مجاهد گفتهاند: مقصود اين است كه نويسنده و گواه نبايد ضرر ببينند به اين كه در وقتى كه از نوشتن معذور است او را وادار به نوشتن كنند و كار را بر گواه سخت بگيرند مثل اين كه در وقتى كه از گواهى دادن معذور است او را براى گواهى بطلبند و يا اين كه آنها را بر نوشتن يا گواهى دادن مجبور كنند. زجاج گفته است بقرينه جمله بعد قول اول بهتر است زيرا در جمله(وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ) (و اگر چنين كرديد نافرمانى دستور او را نمودهايد) تعبير «فسوق» شده و اين تعبير از كسى كه مطابق عدالت رفتار نكرده و نوشته را تحريف كرده است مناسبتر است از كسى كه نويسنده يا گواه را در وقتى كه آنان كار داشتهاند دعوت كرده است ولى ساير مفسرين غير از زجاج مىگويند: منظور اين است كه اگر بنويسنده و گواه ضرر زديد، ضرر در نوشتن و گواهى براى شما فسق يعنى نافرمانى خداوند است.
(وَ اتَّقُوا اللَّهَ) در آنچه خداوند بشما امر يا نهى كرده است از او بترسيد.
(وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ) و آنچه از امور دينى كه به آن نيازمند بودهايد براى شما بيان نموده است.
(وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) و خداوند به آنچه گفته شد و غير آن دانا است.
على بن ابراهيم در تفسير خويش مىگويد: در تمام سوره بقره پانصد حكم از احكام خدا است ولى در اين آيه فقط پانزده حكم مىباشد.