ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٦ - داستان
در بين راه كه ميآمد سه عدد سنگ از راه برداشت و در تركش انداخت طالوت آن زره را به داود پوشاند، درست باندازه او بود. داود پوشيد و آمد در برابر جالوت در حالى كه جالوت سوار فيل بود و تاجى بر سر داشت و در پيشانىاش ياقوتى بود كه ميدرخشيد و لشكريانش هم در برابرش صف كشيده بودند.
داود سنگى به ميمنه و قسمت راست لشكر جالوت انداخت و به آنها خورد و گريختند سنگ دوم را بجانب ميسره و قسمت چپ لشكر انداخت به آنان نيز اصابت كرد و فرار كردند سنگ سوم را به جانب خود جالوت پرتاب كرد به پيشانى جالوت خورد و تا مغزش فرو رفت و جسد بىجانش روى زمين قرار گرفت.
بعضى گفتهاند كه جالوت براى قضاى حاجت بيرون آمد كه داود بجانب او سنگى با فلاخن انداخت و آن سنگ بين دو چشم جالوت خورد و از پشت سرش بيرون آمد و نيز بر بسيارى از لشكريان سنگ خورد و آنان را كشت و جمعيت فرار كردند (از وهب و بسيارى از مفسران)(وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ) و خدا هفت سال پس از كشته شدن جالوت باو سلطنت و قدرت داد (از ضحاك) و نيز خداوند باو مقام نبوت را عنايت فرمود در حالى كه قبل از كشتن جالوت، نبى نبود پس خداوند دو مقام نبوت و سلطنت در يك شخص جمع كرده و بهنگام مرگ طالوت، داراى هر دو منصب شد زيرا كسى كه مقام نبوت و پيامبرى ندارد نميتواند رياست و فرمانروايى بر پيامبر داشته باشد چون پيامبر جز بحق سخن نميگويد و خبر نميدهد و بظاهر و باطن او اعتماد و اطمينان هست و بر غير پيامبر چنين اعتمادى نيست (از حسن) بعضى ميگويند جائز است شخص عادى كه مقام نبوت را ندارد رياست كند با وجود پيامبر ولى باين شرط كه بامر و مشورت و دستور پيامبر كار كند.
(وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ) خداوند مسائل مربوط بامور دين و آنچه ميخواست از امور مربوط به دنيا مانند زره ساختن باو آموخت پس آهن براى او مانند شمع نرم ميشد بعضى معتقدند كه منظور از جمله(عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ) ياد دادن زبور و حكومت بين مردم و