ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٢ - تفسير
بيان آيه ٢٤٥
شرح لغات:
قرض: در اصل بمعناى بريدن با دندان است و اينكه به «وام» قرض ميگويند از اين باب است كه آن قسمت از مال را از بقيه اموال جدا ميكند و بديگرى ميدهد كه عين يا مثل آن را پس از مدتى بازگرداند.
فيضاعفه: پس چند برابر كند او را و مضاعفه، تضعيف، اضعاف، بيك معنا است و آن افزودن و زياد كردن هر چيزيست تا دو برابر و يا بيشتر گردد.
يقبض: ميگيرد از قبض كه در مقابل بسط است و همانطور كه «بسط» به معناى دست باز بودن است قبض بمعناى دست گرفتگى و تنگى است.
يبسط: ميدهد. از بسط بمعناى گشايش و وسعت و باين مناسبت بآنچه پهن ميشود «بِساط» و بزمين وسيع «بَساط» ميگويند.
تفسير:
پس از آنكه خداوند تحريض بر جهاد نمود و جهاد گاهى با جان است و گاهى با مال بدنبال آن، مردم را به كارهاى نيك و انفاق در راه خير ميخواند.
(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ) كيست كه در راه خدا و اطاعت او انفاق كند و منظور از اين تعبير «امر» است نه درخواست قرض از روى احتياج آن چنان كه يهود پنداشتهاند كه خداوند از ما قرض ميكند از روى نادارى و او فقير است و ما بىنياز!! بلكه خداوند «انفاق» را قرض ناميد از باب لطف در امر به نيكى و انفاق و از نظر تأكيد در اينكه حتماً پاداش خواهد داشت مانند قرض كه بايد پرداخت شود.
(قَرْضاً حَسَناً) قرض نيكو و قرض نيكو آنست كه از مال حلال باشد و آن را با منت گذاردن و آزار دادن ضايع نكند.»