ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩ - شرح لغات
بيان آيه ٢٣٣
شرح لغات:
يرضعن: شير ميدهند: از مصدر (رضع) بمعنى مكيدن پستان براى نوشيدن شير يا هنگام نوشيدن شير.
ارضعت المرأة: يعنى زن شير داد. و مرضعه: يعنى زن شير دهنده (دايه).
مرضع: صاحب شير.
حولين: دو سال، مفردش: حول.
حول: در اصل بمعنى انقلاب و دگرگون شدن است (حال الشيء عما كان عليه) يعنى شىء از حالت سابق خود دگرگون شد.
استحاله در كلام نيز از همين معنى است: چون از درستى دگرگون مىشود.
گويند حول مأخوذ از انتقال است (يعنى جابجا شدن) از تحول عن المكان يعنى از اين مكان بجاى ديگر منتقل شد.
كسوت: پوشش، مصدر بمعنى پوشيدن لباس و نيز بمعناى خود لباس هم آمده.
لا تكلف: تكليف نميشود. تكليف الزام و وارد كردن به كارى سخت و مشكل است و اصل تكليف از كلف بمعنى (ظاهر شدن اثر مىباشد) و بنا بر اين تكليف را از اين رو تكليف مىگويند كه انسان را ملزم مىكند بچيزى و كارى كه اثر آن در وى ظاهر مىشود.
تكلف: تحمل است.
وسع: طاقت و توانايى مأخوذ است از وسعت راه كه امكان رسيدن بهدف در آن هست چنان كه اگر راه تنگ باشد امكان پيمودن و رسيدن بهدف نيست.
فصال: باز گرفتن از شير. از اينرو به بازگرفتن از شير فصال گويند كه كودك را از پستان مادر جدا مىكنند و بغذاى ديگر معتاد مىسازند.