ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٦ - تفسير
و بعضى گفتهاند مراد از(شَهِدَ اللَّهُ) اين است كه خداوند چنين حكم كرده است (ابى عبيده) و زجاج مىگويد واقع معنى اين جمله اين است كه خداوند داناى به آن است چه شاهد و گواه كسى است كه آنچه ميداند ميگويد و از همين قبيل است كه مىگويند: فلان شخص نزد قاضى گواهى داد يعنى آنچه ميدانست گفت.
بنا بر اين، خداوند پديد آمدن مخلوقات خويش را گواه بر يكتايى خود مىآورد و ضمناً مىفهماند چيزهايى كه او پديد آورده كسى قدرت ندارد حتى يكى از آنها را بوجود آورد.
(وَ الْمَلائِكَةُ) و ملائكه با ديدن عجائب و بزرگى قدرت، گواهى به يگانگى خدا ميدهند.
(وَ أُولُوا الْعِلْمِ) و دانشمندان نيز بواسطه شگفتيهايى كه از جهان آفرينش برايشان ثابت شده و مىدانند غير از خداوند كسى توانايى پديد آوردن آنها را ندارد، بر يكتايى او گواهى مىدهند.
و حسن گفته در آيه تقديم و تأخير است و واقعش چنين است گواهى ميدهد خداوند بر اين كه نيست معبودى جز او.
(قائِماً بِالْقِسْطِ) و شَهادة ميدهند ملائكه بر اين كه نيست خدايى جز آن.
خداى يگانه كه عدل به او پايدار است و دانشمندان گواهى ميدهند كه نيست خدايى جز آن خداى يكتا كه عدل او پايدار است و قسط، عدالت است «اصل عدالت يعنى قرار دادن هر چيزى در محل خودش» كه آسمان و زمين بر پرتو عدالت برقرار است، و همين معنا را دانشمندان ما (شيعه) نيز گفتهاند.
و مراد از(أُولُوا الْعِلْمِ) دانشمندان مؤمن مىباشند (سدى و كلبى) و ممكن است معنى(قائِماً بِالْقِسْطِ) اين باشد كه اجراء امور و كارهاى بندگان و پاداش كردارها از روى عدالت است چنان كه گفته مىشود فلانى قائم بتدبير است يعنى كارهايش اساسى و منظم ميباشد و جهت اين كه(لا إِلهَ إِلَّا هُوَ) دو مرتبه ذكر شده اين است كه در اول، فقط در صدد بيان اين مطلب است كه خدا يكتا است و غير او كسى نيست ولى در قسمت دوم