ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٦ - بحثى درباره محكم و متشابه
خويش، ثابت و ريشهدار و متقن و محكماند.
در ترتيب و نظم و معناى راسخون دو قول گفته شده است:
١- راسخون بوسيله واو به اللَّه عطف شده است. يعنى تفسير متشابهات را جز خدا و راسخان در علم كسى نمىداند و راسخان هستند كه آنها را دانستهاند در حالى كه(يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا) ميگويند ما بآن ايمان آوردهايم و همه از طرف خداوند است (اين معنا از امام محمد باقر (ع) نقل شده و ابن عباس و ربيع و محمد بن جعفر بن زبير نيز آن را گفته و ابو مسلم هم آن را اختيار كرده است) و همين قول از امام باقر ٧ نقل شده است كه فرمود: پيغمبر اكرم ٦ افضل راسخان در علم بود و تفسير و تأويل هر چه بر او نازل شد مىدانست و چيزى بر آن حضرت نازل نشد كه تفسير آن را نداند و خود او پس از او اوصياء گراميش تفسير و تأويل همه قرآن را مىدانستند و مؤيد اين مطلب اين است كه صحابه و تابعين تمام آيات قرآن را تفسير كردهاند و نقل نشده است كه آنان در جايى توقف كرده بگويند: اين مورد از متشابهات است كه جز خدا آن را نمىداند و از تفسير آن خوددارى كرده باشند و ابن عباس در اين آيه ميگفت: من از راسخان در علم هستم.
٢- «واو» در راسخون بجايى عطف نبوده و اول كلام است بنا بر اين منظور اين است كه تفسير متشابهات را جز خدا كسى نمىداند و كلمه راسخون اول كلام و مبتداء و جمله بعدى (يقولون ...) خبر آن است. (از عائشه- عروة بن زبير- حسن- مالك- كسايى- فراء- جبائى).
بنا بر اين اينان مىگويند راسخون در علم نيز تفسير متشابهات را نمىدانند چيزى كه هست همگى ميگويند: ما به آنها ايمان داريم.
بنا بر اين تفسير آنچه جز خدا كسى تأويل آن را نمىداند از اين قبيل امور است:
مدت زندگى اين امت و وقت رستاخيز و قيام ساعت و فانى شدن دنيا و زمانى كه خورشيد از مغرب طلوع ميكند و موقع نزول عيسى (ع) و خروج دجال و مانند آنها از امورى كه علم آنها مخصوص خداوند عالم است.