ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩ - تفسير
ميشود و اين جمله مثل اينست كه گفته باشد حلال نيست تا مرد ديگرى با او ازدواج كند و عمل جنسى انجام دهد.
از آن گذشته عقد ازدواج از كلمه (زوجاً غيره) و عمل آميزشى از جمله (حتى تنكح) استفاده ميشود.
و حكمت اينكه خداوند چنين مطلبى را براى جواز ازدواج مجدد با شوهر اول واجب كرده اينست كه از ازدياد طلاق و بازيچه شدن آن جلوگيرى شود چون ميداند كه بر مرد، مشكل است كه زنش با مرد ديگرى هم بستر شود.
ابو مسلم ميگويد: اين جمله از آيه، از كنايات فصيح و شگفت انگيز قرآن است يعنى اگر شوهر دوم طلاقش داد(فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا) باكى نيست كه بهم بازگردند در اينجا جواز رجوع با جمله (لا جناح) بيان شده است.
عقد جديدى ميان زن و شوهر نخستين واقع شده و بحالت اوليه خويش برگردند (البته پس از تمام شدن عده شوهر دوم).
(إِنْ ظَنَّا)- اگر اميد دارند. بعضى گفتهاند اگر يقين دارند. برخى گفتهاند اگر باور دارند(أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ) كه در اثر معاشرت، باحكام خدا عمل كرده و ميان آنها اصلاح خواهد شد و كلمه(تِلْكَ) اشاره به احكامى است كه در ازدواج و طلاق و رجوع بيان كرده است،(حُدُودَ اللَّهِ) اينها اوامر و نواهى خداست،(يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ)- كه براى مردم دانا بيان ميكند.
علت اينكه دانايان را نام برده، اينست كه تنها علما و دانايان هستند كه احكام خدا را فهميده و بدان عمل ميكنند و در حقيقت ديگران مورد توجه نيستند.
و ممكن است جهتش احترام و توجهى باشد بدانشمندان مثل اينكه جبرئيل و ميكائيل را از ميان فرشتگان برگزيد و نام ميبرد.
از اين آيه استفاده ميشود كه اگر شوهر، زن خود را تا سه مرتبه طلاق داد با شرائطى بشوهر اول حلال ميشود از اينقرار:
١- مرد ديگرى با او ازدواج كند.