ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٥ - تفسير
(وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) و ايمان بخدا و روز قيامت نياورده. اين قسمت مخصوص كفار است يعنى كسى كه به يگانگى خدا و به قيامت و پاداش ايمان ندارد، بعضى گويند اين قسمت براى منافقان است نه كفار زيرا كافر، علناً و آشكارا كفر خود را ابراز ميدارد و رياء ندارد و اين، منافق است كه دو شكل و دو رنگ و قيافه دارد.
كسى كه ريا كند در حد كفر و يا نفاق است.
(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ) مانند سنگى است صاف كه بر آن خاكى باشد(فَأَصابَهُ وابِلٌ) پس بارانى تند و شديد بر آن برسد(فَتَرَكَهُ صَلْداً) پس آن را بصورت سنگى سخت و صاف باقى گذارد.
در اين آيه فعل منافق و منتگذار تشبيه شده است به آن سنگ صاف كه باران آنچه بر روى آن بوده از بين برده است كه هيچكس نميتواند بار ديگر آن گرد و خاك را برگرداند همچنين وقتى شخص منتگذار صدقهاى را داد و همراه آن منت گذارد پس صدقه خود را بصورتى درآورده كه همه فوائد و آثار صدقه را نابود نموده و ديگر راهى براى بازگرداندن آن فائدهها نيست زيرا هر كارى بهمان نيت كه انجام شده سزاوار پاداش و يا كيفر مىباشد و اگر بهنگام عمل، نيت براى رضاى خدا نباشد و براى غرضهاى ديگرى انجام يابد ديگر راهى براى تلافى و جبران كردن آن نيست.
و با بيان بالا كه گفتيم منتگذاردن و يا آزار دادن اگر همراه صدقه دادن باشد آن را بىفائده و ضايع ميكند ديگر نميتوان به اين آيه استدلال كرد كه ثواب ثابت با ملحق شدن منت گذاردن و يا رياء در زمانهاى بعد، نابود ميگردد آن چنان كه بعضى گفتهاند.
(لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا) يعنى اينان بر انفاقهاى خود و پاداش آن توانايى ندارند و نميدانند انفاق و ثواب آن، كجا و چيست و از آن چيزى بدست نميآورند و عائدشان نمىگردد همانطور كه كسى نميتواند بر گرد و خاك بالاى سنگ كه باران آن را برده، دست يابد.
اين آيه و آيات قبلى به صدقه دادن و انفاق مال در راه خير و نيكويى براى رضاى