ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٤ - تفسير
كوهى قرار بده، عام است و منحصر به كوههاى آنجا كه ده يا هفت يا چهار باشد، نبود بلكه شامل هر كوهى كه امكان قرار دادن آن گوشتها براى ابراهيم بود، مىشد.
سؤال:
با اينكه اين گوشتها جان و زندگى نداشتند و جماد بودند چگونه به ابراهيم خطاب شد كه آنها را بخوان؟ (ثم ادعهن) و خواندن جماد قبيح است.
پاسخ:
دو وجه براى پاسخ باين سؤال و صحت خواندن جماد گفتهاند.
١- منظور از خواندن آنها اشاره بآنها است تا پس از زنده شدن بسوى او آيند.
٢- معناى خواندن، خبر دادن از زنده شدن آنها است مانند آيه كريمه(كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ)[١] (گفتيم باشيد بوزينگان مطرود.) كه «امر» (باشيد) بمعناى خودش كه فرمان الهى باشد نيست بلكه منظور از آن خبر دادن است به اين جريان. و نيز مانند آيه كريمه:(ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً)[٢]() (بيائيد به ميل يا به كراهت) كه باز منظور از اين امر، خبر دادن به تكوين و پيدايش آنها است (از طبرى) اما قول كسانى كه ميگويند: ابراهيم روى هر كوه يك پرندهاى را قرار داد و سپس آنها را صدا زد و خواند، از حقيقت بدور است زيرا هدف ابراهيم اين بود كه بداند خداوند چگونه مرده را زنده ميكند و آوردن پرندهاى با اشاره در اين هدف، اثر و فائدهاى ندارد.
در اين آيه و جمله حذفى شده و تقدير اينست كه آنها را پاره پاره كن و قرار بده بر هر كوهى از هر يك، قسمتى، پس خداوند آنها را زنده ميكند و وقتى زنده شدند پس آنها را بخوان و اين اشاره و خواندن پس از زنده شدن آنها است و ابراهيم چنين كرد و ديد پرها بعضى بسوى بعض ديگر در حركتاند و همچنين گوشتها و استخوانها و سپس آنها در حالى كه بر روى پاهاى خود راه ميرفتند به حركت درآمده و هر كدام به سر خود پيوستند و اينها ميگويند معناى(يَأْتِينَكَ سَعْياً) همين است.
[١]- آيه ٦٥ سوره بقره.
[٢]- آيه ١١ سوره فصلت.