ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٣ - تفسير
را كردم تا يقين بيشترى پيدا كنم و بر يقينم افزوده شود (از حسن، قتاده، مجاهد و ابن جبير.) بعضى گويند يعنى تا علنى ببينم و قلب من به يقين حاصل از ديدن آرام گيرد پس از آنكه علم از راه استدلال را داشت.
و بعضى ديگر ميگويند يعنى قلب من آرام گيرد و مطمئن شوم كه دعاى مرا مستجاب و مرا خليل خود نمودهاى همانطور كه بمن وعده دادى.
(قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ) گفت پس بگير چهار مرغ كه از نوعهاى مختلفى باشند و علت اينكه در ميان جانداران، مرغ را انتخاب كرد همين بود كه پرواز ميكند.
گويند كه اين چهار مرغ: طاووس، خروس، كبوتر و كلاغ بود كه ابراهيم فرمان يافت تا آنها را پاره پاره و پر آنها را با خونشان مخلوط كند. اين قول مجاهد، ابن جريح، عطا و ابن زيد است و از امام صادق ٧ نيز نقل شده است.
(فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ) يعنى پس پاره پاره كن، (از ابن عباس، سعيد بن جبير و حسن) بعضى گويند يعنى آنها را بهم بچسبان و ضميمه كن (از عطا و ابن زيد) و اين اختلاف معنا مربوط به اختلاف قرائت آيه است.
(ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً) از حضرت صادق ٧ روايت شده كه فرمود معناى آيه اينست كه آنها را بر هر كوهى تقسيم كن و ده كوه در آنجا بود پس بگير از منقارهاى آنها و صدا بزن آنها را باسم بزرگ من و قسم بده به جبروت و عظمت من، آنها شتابان و دوان پيش تو خواهند آمد. پس ابراهيم چنين كرد و آنها را بر ده كوه قرار داد سپس آنها را خواند و گفت باذن خدا پاسخ دهيد پس گوشت هر كدام با استخوانش مجتمع و بهم تركيب ميشد و بسوى ابراهيم پرواز مىنمود.
ابن جريح و سدى گويند كه هفت كوه در آنجا بود و ابن عباس، حسن و قتاده تعداد كوهها را چهار گفتهاند.
مجاهد و ضحاك ميگويند معناى اين جمله:(ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ) بر هر