فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧ - قسامه تعددّ افراد يا تكرار قسم؟*
جروح و اعضا وارد شده اند، امّا با الغاى خصوصيت و عدم احتمال فرق، موارد قتل نفس را نيز در برمى گيرد.
اين دليل نيز از جهاتى مورد مناقشه است:
علاوه براين، درمورد جروح ـ چنان كه به صراحت در روايت آمده ـ خود شخص مجروح و مصدوم، مدعى است و معمولا او شخص متهم را به صورت محسوس ديده و مىشناسد؛ بنابراين اگرمورد اطمينان و راستگو باشد، مستند سوگند او نسبت به قسامه درموارد قتل و لوث و عدم شاهد، از كاشفيت بيشترى برخوردار است.
والى در موارد حدود و قصاص بايد به قسامه اكتفا نكند وواجب است تأمّل ورزد و با دقّت به سؤال و تحقيق بپردازد.
اين تعبير اگر دلالت برعدم اكتفا به قسامه درمورد قصاص ـ حتى درقصاص اعضا تا چه رسد به قصاص نفس ـ و لزوم حصول يقين يا اطمينان براى قاضى نداشته باشد، دست كم دلالت بريكسان نبودن مورد قصاص و مورد ديه دارد. اگر چه اين روايت درمورد اثبات ديه ء جراحات با قسامه شش نفر است، ولى شايد بتوان گفت: تعبير صدر روايت: «و إن أبى أن