فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٦ - قواعد فقهی (١٠) قاعده «ما يُضمَن» محمد رحمانى
و مانند روايت اسحاق بن عمار درمورد قرض نان گرد.... (٥٦)
اما روايت سوم و چهارم درمورد اموال مثلى است، و دراين كه دراموال مثلى بايد در صورت امكان، مثل آن داده شود جاى بحث نيست. افزون بر اين روايات، ادله ديگر مانند سيره براين معنا دلالت دارد.
به نظر مىرسد آنچه مىتواند مدعاى مشهور را اثبات كند رواياتى است كه در كتاب رهن از وسائل، باب هفتم تحت عنوان «باب أنّ الرهن إذا تلف بتفريط المرتهن ، لزمه ضمانه و ترادّا الفضل بينهما» وارد شده است. شيخ حر عاملى دراين باب، پنج روايت را گزارش كرده مبنى براين كه اگر مال رهنى در دست مرتهن تلف شود، اگر با مال مرتهن مساوى باشد چيزى برعهده مرتهن يا راهن نيست و اگر مال رهنى بيشتر از مال مرتهن باشد، مرتهن بايد زيادى را به راهن بپردازد و اگر مال مرتهن بيشتر باشد راهن بايد زيادى را به مرتهن بدهد. اين روايات ازنظر محتوا دلالت دارد دراموال قيمى كه اگر تلف شود قيمت آن مورد ضمان است، هر چند مثل آن نيز موجود باشد؛ زيرا
از نظر سند، بسيارى از روايات مورد اعتمادند؛ از جمله موثّقه ابوحمزه:
(٥٦) وسائل ، ج١٣، باب٢١ از ابواب دين و قرض، ح٢.