نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٢ - ١ اختصاص پيامبري به مردان
مىكند.[١] به نظر ميرسد، آيات مزبور افزون بر آنكه بشر بودن پيامبران را مىرساند، بر مرد بودنشان نيز دلالت دارد. پس مىتوان گفت: قرآن كريم مدعى است كه همة پيامبران مرد بودهاند. روايات عديده و تاريخ نيز مؤيد اين ادعاست. توجيه اين امتياز مردان نيز دشوارى چندانى ندارد، زيرا نبوت جنبة زعامت و رهبرى، تدبير و مديريت جامعه را نيز داراست و مرد قدرت تعقل و تدبر بيشترى دارد و براى اين امور خطير لايقتر و شايستهتر است.
٢. اختلاف در شهادت
دومين اختلاف زن و مرد در امر شهادت و گواهى است: از نظر قرآن کريم، شهادت دو زن معادل با شهادت يك مرد است.[٢] البته در اين زمينه مسائل فراوانى قابل طرح است. از جمله اينكه آيا در همة موارد شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است يا مواردى نيز هست كه در آنها شهادت مرد و زن متساوى باشد. طرح اين گونه مسائل فراتر از بحث حاضر است و به حوزة فقه تعلق دارد. پرسشهايي كه بايد در اين فرصت به آنها پاسخ بدهيم، عبارت است از: چرا اصل بر شهادت و گواهي دادن مرد است؟ اگر مرد براى اداى شهادت اولى و اصلح است، چرا قرآن کريم شهادت زن را پذيرفته و آن را معادل نصف شهادت مرد دانسته است؟ در پاسخ اين پرسشها ميتوان گفت كه شاهد گرفتن و اداى شهادت بدين منظور است كه حقى پايمال نشود. از اين رو، دو صفت شرط لازم هر شهادت است: يكى اينكه شاهد در مقام تحمل شهادت هوشيار و زيرك باشد و موضوع را به دقت و درستى ضبط كند؛ ديگر آنكه در مقام اداى شهادت تحت تأثير احساسات و عواطف واقع نشود و هر چه را شاهد و ناظر بوده است، بى كم و كاست و افزايش و پيرايش بازگو نمايد و شهادت دهد. ممكن است شاهد در مقام اداى شهادت آنچه را ناظر بوده است بازگويد و شهادت
ابراهيم (١٤)، ١٠ و ١١؛ انبياء (٢١)، ٧ و ٨؛ فرقان (٢٥)، ٢٠؛ شعراء (٢٦)، ١٥٤ و ١٨٦؛ يس (٣٦)، ١٥؛ تغابن (٦٤)، ٦.
[٢]بقره (٢)، ٢٨٢.