نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٠ - پرسش و پاسخ
مىتوان و بايد گفت: «و لهم مثل الذى عليهم المعروف». به هر حال، براى آنكه در مقام تكليف ستمى بر كسى نرود بايد آنچه به ضرر او (عليه) وضع مىشود متناسب چيزى باشد كه به نفع او (له) جعل شده است، و چون خداى متعال، در مورد زنان (و نيز مردان) چنين كرده است، پس در مقام تكليف نيز ارتکاب ظلمى صورت نگرفته است.
البته متعادل بودن حقوق و تكاليف زن و مرد، غير از تساوي و هممرتبه بودن زن و مرد است. قرآن كريم بر اساس قسمت اول آية شريفه تعادل در حق و تكليف را ميپذيرد و بر اساس قسمت دوم آية شريفه تساوي مرد و زن را در حقوق و تكاليف رد ميكند. اگر به مقتضاى نيروها و تواناييهاى بيشترى كه مرد به لحاظ تكويني داراست، تكاليف و مسئوليتهاى سنگينترى بر عهدهاش گذاشته شود، بىشك بر او ظلمى در تكليف نشده است. و اگر به تناسب تكاليف و مسئوليتهاى سنگينتر مرد برايش حقوق و مزاياى بيشترى معيّن شود، باز بدون شك بر او ستمى در مقام تكليف نرفته است، زيرا تعادل ميان حقوق و تكاليف دربارة او كاملاً رعايت شده است.
از سوى ديگر، به زن نيز ظلمي نشده است و خداوند به اقتضاى نيرومنديها و تواناييهاي زن تكاليف و وظايف سبكترى را از وى خواسته و متناسب با تكاليف و وظايف زن حقوق و اختيارات كمترى برايش تعيين کرده است. اما اگر حقوق و مزاياى بيشتر مرد با حقوق و اختيارات كمتر زن مقايسه شود، ممكن است توهم شود كه به زن ظلم شده است. در صورتي که چنين نيست. پس اينكه مرد نسبت به زن مرتبتى و تفوقى دارد ظلم نيست، بلكه عين عدل و كاملاً منصفانه است، چنانكه قرآن ميفرمايد: «وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَة». البته آية شريفه فقط اشارة اجمالي به برتري مرد بر زن دارد، لكن به بعد جنسيتى اين تفوق تصريح نكرده است.
سومين آيهاى كه دربارة اختلافات حقوقى زن و مرد آمده است، بدين درجه تصريح مىكند و ماهيت و علت اين تفوق را بيان مىدارد: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّه