نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - پرسش و پاسخ
براى كار خوب و بزرگى پاداشى كوچك تعيين كنند يا براى كار خوب و كوچكى پاداشى بزرگ معيّن سازند و همچنين در كارهاي بد، همة اين موارد از مصاديق ظلم به شمار ميرود؛ چراکه در مقام داورى به ستم ميانجامد. اگر خداى متعال بعد از اينكه پاداشها و كيفرها را عادلانه تعيين مىكرد، عملاً نه پاداش تعيين شدة نيكوكاران را مىداد و نه كيفر معلوم شدة بدكاران را يا حتى بر خلاف انتظار نيكوكاران را كيفر مىداد و بدكاران را پاداش، اين رفتار ظالمانه در مقام اعطاى پاداش و كيفر است. حال مىپرسيم: خداى متعال كدام يك از انواع سهگانة ظلم را به زنان (يا مردان) روا داشته است؟
اين حقيقت كه خداى متعال مرتكب هيچ يك از ظلمهاى نوع دوم و سوم، يعنى ظلم در مقام تعيين پاداش و كيفر و اعطاي آن نشده است، آسان است و قابل درک. اشکال و دشواري فقط در فهم اين مدعاست كه خداوند مرتكب ظلمى از قسم اول، يعنى ظلم در مقام تكليف، هم نشده است. البته اين پيچيدگي پس از بررسى آية زير دربارة اختلافات حقوقى زن و مرد به خوبي روشن خواهد شد.
خداوند ميفرمايد: «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ؛[١] بر ايشان (براى زنان) است مانند آنچه بر ايشان است، به شايستگى (يعنى زنان را حقوقى شايسته هست مانند تكاليفشان) و مردان را بر ايشان مرتبتى هست». مفاد جملة نخست اين است كه حقوق و تكاليف زنان با هم متعادل و متوازن است. به بيان ديگر، صدر آية شريفه در مقام بيان تكليف اين قاعدة كلى حقوقى است که براي هر کس حق و تکليف متناسب جعل و وضع ميشود، و نيز تصريح به اين واقعيت است كه اگر بر زنان تكاليفى مقرر شده است، حقوقى همانند آن بر ايشان معيّن گرديده است تا بر آنان ظلمى نشده باشد (از مقولة ظلم در مقام تكليف). البته آية شريفه، برحسب اقتضاي مقام، تعادل حق و تكليف را در مورد زنان بيان داشته است وگرنه در مورد مردان نيز وضع كاملاً بر همين منوال است؛ يعنى دربارة آنان هم
[١]بقره (٢)، ٢٢٨.