نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٨ - پرسش و پاسخ
وگرنه بر وى ظلمى روا داشتهاند. يك موجود قبل از هستي وجود ندارد تا اينكه حقي داشته باشد. بنابراين، هيچ موجودي نميتواند دربارة اصل آفرينش يا كيفيت آن اعتراضي داشته باشد. هيچ مخلوقي حق ندارد به خداوند متعال كه خالق اوست اعتراض نمايد: چرا مرا از اين جنس مقرر داشتي، و چرا از اين نوع آفريدي، نه از نوع و جنس ديگر؟ چرا مرا زن يا مرد آفريدي؟ چرا اين ويژگيها را به من دادي و...؟ اصلاً چرا مرا آفريدي؟
چرا كه اعطاي وجود و تعيين چگونگي آن از اختيارات خداي متعال است و او بر اساس حكمت بالغة خويش و مصالحي كه ميداند، هرچه را به هرگونهاي كه اراده كند ميآفريند. اختلافات تكويني كه نه فقط ميان زن و مرد، بلكه ميان اجناس، انواع و اصناف گوناگون موجود است، مقتضاي نظام تكوين و به خير و صلاح همة مخلوقات است. خلاصه اينكه در اصل آفرينش هر موجود و ويژگيهايى آن مباحث «عدل و ظلم» اصولاً موضوعيت پيدا نميکند و هيچ کسي حق اعتراض ندارد، چون وضعيت موجود به خير و مصلحت كل نظام آفرينش است، هرچند بشر از درک آن عاجز است.
اما در نظام تشريع سه گونه عدل و ظلم متصور است: يكى در مقام تكليف؛ ديگرى در مقام داورى و تعيين پاداش و كيفر؛ و سومى در مقام اعطاى پاداش و كيفر. آيات اثباتكنندة عدالت خداى متعال و يا نفىكنندة ظلم از او، ناظر به يكى از اين اقسام سهگانه است. اگر خداى متعال تكليفى را بر عهدة كسى مىگذاشت كه قدرت انجام دادن آن را نداشت يا تكليفى را بر عهدة كسى مىنهاد، ولى در قبال آن تكليف حقى به او نمىداد، در اين هر دو صورت ظلم در مقام تكليف بود. اگر خداى متعال پس از اينكه تكاليفى عادلانه بر اساس حكمت و مصلحت بر انسانها وضع مىكرد، اما پاداش يا كيفرى متناسب با آن تعيين نمىكرد، در اين صورت نيز كه مقام داورى و تعيين پاداش و كيفر است، ستمي روا داشته بود، زيرا اگر براى كسى كه كار خوبى انجام داده است كيفرى تعيين كنند يا براى كسى كه كار بدى مرتكب شده است پاداشى معيّن سازند يا