پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - پرسش
تبديل به ضدّ ارزش مىگردد. ثانياً: اعتقادات و باورهاى دينى را نيز در شمار همان ارزشهاى اعتبارى قرار مىدهند و فرد را در گزينش آنها و يا طرد آنها آزاد مىبينند و آنها را در حدّ يك سليقه ـ مانند سليقه در انتخاب رنگ لباس ـ تنزل مىدهند، و مىگويند: نمىشود كسى را محكوم كرد كه چرا تو به فلان دين اعتقاد دارى و يا اعتقاد ندارى، و چرا به فلان اعتقاد دينى توهين مىكنى و به طرد و نفى آن مىپردازى. بالاتر از اين، اگر كسى به يكباره اعتقادات دينى خود را كنار نهد و ارزشهاى دينى جديدى را برگزيند، نمىشود او را محكوم كرد؛ چون تغيير عقيده او درست به مانند تغيير سليقه او در انتخاب رنگ لباس است!
امّا از ديدگاه اسلام و فرهنگ اسلامى، مقدسات و ارزشهاى دينى به مراتب از جان، مال و ناموس و بستگان عزيزتر است. دينى كه تنها راه رسيدن انسان به سعادت و خوشبختى جاويدان است و آن چنان گرانقدر است كه يكصدو بيست و چهارهزار پيامبر ـ بنا به نقل برخى روايات ـ براى رساندن آن به بشر از سوى خداى متعال فرستاده شدهاند و در راه آن متحمّل زحمات بىپايان گشته و بلكه بعضاً جان خود را فداى آن كردهاند چيزى نيست كه بتوان با تساهل و مدارا در مورد هتك و تضعيف آن برخورد كرد. به راستى اگر اسلام «تولرانس» را آنگونه كه در غرب امروز رايج است مىپذيرفت، چرا امام حسين(عليه السلام) در برابر ايجاد تغيير و بدعتگذارى در پارهاى از احكام دين، و نه حتّى همه آن، به آن همه رشادت دست زد و خويشتن و فرزندان و يارانش را فداى اسلام كرد؟ و يا چرا مجازات اعدام را براى مرتد در نظر مىگرفت؟ آيا اسلام دين را تا حد يك سليقه تنزل مىدهد كه هر گاه خواستيم بتوانيم آن را تغيير دهيم و يا هرگونه خواستيم به آن توهين روا داريم؟
هرگز اسلام چنين مدارا و «تولرانسى» را نمىپذيرد و اجازه نمىدهد كه با يگانه عامل خير و سعادت دنيا و آخرت انسان، يعنى دين و احكام نورانى و حياتبخش آن، بازى شود و كسانى كه مدّعى مسلمانىاند با سهلانگارى و كوتاهى خود، خويشتن و بشريّت را به تيرهروزى دورى از نور اسلام گرفتار سازند.