پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - پرسش
«خشونت»، در اصطلاح جديد، از فرهنگ غرب وارد فرهنگ ما شد و بر خلاف غرب كه به مقتضاى فرهنگ خويش مطلقاً آن را مذموم و محكوم مىدانست[١]، ما به طور مطلق آن را ضدّ ارزش نمىدانيم. چنانكه آزادى را به عنوان ارزش مطلق نپذيرفتيم. بلكه ما خشونت عارى از منطق را كه بىجا و مخالف اخلاق انسانى باشد، مذموم مىدانيم و معتقديم كه در مواردى خشونت موجّه و به مقتضاى عقل و تأمين كننده مصالح جامعه است؛ كه در اين صورت بار منفى نخواهد داشت.
پس وقتى واژه «تولرانس» از فرهنگ غرب وارد ادبيات ما مىشود، قبل از آن كه به طور مطلق آن را مطلوب معرفى كنيم، بايد به خاستگاه آن توجه كنيم و ريشه آن را پيگيرى كنيم و بنگريم در ادبيات غرب اين واژه به چه معنى و برخوردار از كدام ارزش مثبت يا منفى است و اساساً با چه انگيزهاى اين واژه در فرهنگ غرب رايج گشته است و با چه انگيزهاى آن را به فرهنگ و ادبيات سياسى ما منتقل كردهاند؟ و نيز بنگريم كه آيا پس از انتقال آن واژه در مفهوم آن تغييرى ايجاد شده است و يا نه؟
مفهوم «تولرانس» از جمله ارمغانهاى فرهنگ مدرن غربى است كه پس از رنسانس به تدريج رشد كرد و قبول عام يافت و امروز يكى از مشخصههاى اصلى فرهنگ الحادى غرب شناخته مىشود. در ريشهيابى اين مفهوم بايد بگوييم كه اوّلا: در فرهنگ مسلّط غرب همه ارزشها ـ اعم از ارزشهاى اخلاقى، ارزشهاى اجتماعى، ارزشهاى حقوقى و سياسى ـ امور اعتبارى هستند و ريشه عقلانى و واقعى ندارند. به عبارت ديگر، ارزشها تابع خواستها و سليقههاى مردم هستند. نمىشود گفت كه چيزى و اعتقاد و باورى براى هميشه و براى همه داراى ارزش است. بلكه به نظر غربىها مادامى كه جامعه آن را مىپذيرد، ارزشمند است و اگر روزى سليقه مردم تغيير كرد، همان ارزش
[١] البته واقعيت آن است كه نفى مطلق خشونت در غرب، تنها درباره اهانت به دين و ارزشها و گزارههاى دينى و پارهاى مفاهيم مشابه آن است. و گرنه در غرب نيز حساسيتها و واكنشهاى جدى و شديد در برابر نفى و يا تضعيف پارهاى عقايد و مبانى فكرى صورت مىگيرد. ضمن آن كه هر كس به مبارزه با مبانى نظرى حكومت مشروع هر يك از كشورهاى غربى برخيزد شديداً با او مقابله مىشود. بالاتر آن كه اگر كسى بر خلاف منافع برخى احزاب به ابراز انديشه و ارائه تحقيق مستند خود بپردازد با وى ـ علىرغم همه ادّعاها و شعارها ـ برخوردى كاملا حذفى و خشن خواهد شد. نمونه اينگونه برخوردها، رفتار اخير دولتهاى فرانسه و آلمان با انديشمندانى است كه مطالبى بر خلاف ادّعاى احزاب صهيونيستى اين كشورها، از خود منتشر كردند.