پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - اقلى يا اكثرى بودن دين
در نتيجه رنگ ارزشى بگيرد دين اظهارنظر مىكند و به زبان ساده، حلال و حرام افعال ما را بيان مىكند. و به ساير جهات آنها ـ نظير اينكه در ظرف چينى غذا بخوريم يا غير آن ـ كارى ندارد. مىگويد اگر بعضى غذاها را بخوريم حرام است و در تكامل انسان اثر منفى دارد لذا بار ارزشى منفى پيدا مىكند:
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً.»[١]
«كسانى كه به نا حق اموال يتيمان را مىخورند قطعاً آتش در شكمهايشان تناول مىكنند و زود است كه به آتش جهنم وارد شوند.»
پس اسلام در هر فعلى از زاويه ارزشى آن نظر مىكند و سخن مىگويد و ارزش مثبت و منفى آن ـ و اينكه موجب كمال يا سقوط انسان است ـ را بيان مىكند.
اين جهت ارزشى ـ و تأثير مثبت و منفى يك فعل در كمال انسان ـ گاهى آن قدر روشن است كه بيان تعبدى از ناحيه دين لازم نيست مثل گرفتن يك لقمه نان از دست يك كودك يتيم. ولى در اكثر موارد، عقل اين توانايى را ندارد كه وجوه ارزشى افعال و مقدار تأثيرى كه در سعادت و شقاوت ما دارد را درك كند، اينجاست كه دين بايد دخالت كند و نوع و درجه تأثيرى را كه اين فعل مىتواند در كمال نهايى ما ـ قرب و بعد به خداوند ـ داشته باشد بيان نمايد.
اكنون انسانهاى منصف قضاوت كنند: آيا دينى كه از نماز و روزه و حج و طهارت و نجاست گرفته تا خريد و فروش، رهن و اجاره، ازدواج و طلاق، روابط زن و شوهر، روابط فرزند با پدر و مادر، جنگ و صلح، روابط با ساير ملل، و تا خوردن و آشاميدن، لباس پوشيدن و زينت كردن، خانه ساختن و تفريح كردن و حتى تعيين ماههاى سال سخن گفته و دخالت كرده، دين اقلّى است؟ و آيا چنين دينى سياسى است يا غير سياسى؟
آيا هيچ انسان عاقلى مىتواند بپذيرد كه فى المثل خوردن گوشت خوك در سعادت و شقاوت انسان اثر دارد و بنابراين دين بايد به آن بپردازد اما نوع حكومت و اداره امور جامعه هيچ تأثيرى در اين زمينه ندارد و اسلام درباره آن و ابعاد ارزشى آن نظرى مثبت يا منفى ندارد؟!
[١] نساء / ١٠.