پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩ - قرآن و تنظيم روابط اجتماعى
گردن نهادن به احكام صادره از سوى رسول خدا هستند:
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْْمِنَة إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ...»[١]
«هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند هيچ مرد و زن با ايمانى اختيارى (در برابر فرمان خدا) ندارد.»
در اين آيه شريفه اختيار نقض تصميم خداوند و پيامبرش از «مؤمنان» سلب شده است. زيرا كسى كه با آن قوانين مخالفت مىكند؛ يا پيامبر(صلى الله عليه وآله) را فرستاده خدا نمىداند كه روى صحبت ما با چنين شخصى نيست چرا كه خداوند نفرموده (و ما كان لكافرو لا كافرة) بلكه فرموده «وَ ما كانَ لِمُؤْمِن وَ لا مُؤْمِنَة»؛ و يا اينكه با وجود اعتقاد به نبوت، درباره چنين حقى بحث مىكند، براى چنين شخصى بر اساس آيات قرآن استدلال مىكنيم كه همچنان كه هر مؤمنى كه تحت سلطه حكومت اسلامى زندگى مىكند و نبوت پيامبر(صلى الله عليه وآله)را قبول دارد، و احكام خداوند را لازمالاطاعه مىداند، دستورات پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز بايد لازمالاطاعه بداند. همان گونه كه ولايت پيامبر و جانشينان شايسته او (اولوالامر) بر همه مومنان با امثال آيه شريفه: «اَلنَّبىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ...» و «اطيعوا اللّه و رسوله و اولى الامر منكم»[٢] نيز ثابت شده است.
پس قرآن كريم در مورد وظيفه قوه مجريه و اجراى قوانين نيز اظهار نظر نموده است.
اما نسبت به قوه قضائيه و مسأله حل اختلافات و نزاعها نيز قرآن كريم سكوت نكرده است:
«فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»[٣]
«پس قسم به پرورگارت كه ايمان نمىآورند مگر اين كه در اختلافاتى كه بين آنان پديد مىآيد تو را قاضى قرار دهند و بعد از آن هيچ احساس ناراحتى در قلب و دلشان نسبت به قضاوت تو نداشته باشند و تسليم محض باشند.»
[١] احزاب/ ٣٦. [٢] احزاب/ ٦: «پيامبر نسبت به مؤمنان، از خود آنها مقدمتر است.»، نساء/ ٥٩. [٣] نساء/ ٦٥.