پاسخ استاد به جوانان پرسشگر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - پرسش
تا داراى نفوذ باشند و انسانها هيچ يك نسبت به هم چه فردى و چه جمعى اين خصوصيّت را ندارند. لذا حق قانونگذارى ندارند و نمىتوانند ديگران را الزام و اجبار نمايند ولى خداوند مالك آنهاست مىتواند آنها را اعم از موافق و مخالف الزام و اجبار نمايد و اين حق اوست.
در نتيجه از نظر اسلام، مردم نه صلاحيّت، و نه حق آن را دارند كه بدون اذن او قانون وضع نمايند؛ حق قانونگذارى و صلاحيت آن در اختيار خداست.
اگر دموكراسى در بعد قانونگذارى همين معنى غربى آن و اصالت دادن به رأى انسانهاست و اينكه حق دارند و مىتوانند هر چه را خواستند به عنوان قانون وضع نمايند حتى اگر اين قوانين خلاف حكم خدا باشد، چنين دمكراسى از ديدگاه اسلام و مسلمين مردود است. اما اگر به معنى اين باشد كه با حفظ اصول و مبانى و ارزشها مردم مىتوانند با انتخاب نمايندگان و دخالت در مسائل قانونى و اجتماعى قوانين خاصى را براى شرائط زمانى و مكانى خاص و در جهت اهداف كلّى اسلام وضع نمايند اين مسئله مورد خلاف نيست و در كشور ما هم جريان دارد و امام(رحمه الله) همين روش را امضاء فرمودند ولى اعتبار آن قوانين مشروط به آن است كه مخالف احكام اسلام نباشد.