جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - جنگ و حفظ حرمت جان انسان
جنگ و حفظ حرمت جان انسان
روشن شد كه در يك جامعه، گاهى يك «فرد» به مجازات اعدام محكوم مىشود تا مصالح كل جامعه اى كه وى عضوى از آن است در معرض تهديد قرار نگيرد. به همين منوال، در سطح بين المللى نيز گاهى يك «جامعه» از جاده حق و عدالت به كلى منحرف مىشود و غرق در ظلم و فساد و تباهى مىگردد، و يا روحيه تجاوز و تعدّى به ساير ملتها و جوامع در آن پديد مىآيد. در اين حالت، چنين جامعه اى به شكست و نابودى محكوم مىشود تا كلّ بشريّت و دُوَل و ملل دنيا احساس آرامش كنند و با در امان ماندن از تجاوز و تعدّى، از خير و سعادت و كمال راستين خود محروم نگردند.
از اين جا است كه جوامع اسلامى ـ البته نه جوامع به ظاهر و به اسم اسلامى، بلكه به واقع و در عمل اسلامى ـ كه خود بر اساس حق و عدالت برقرار و پابرجايند، وظيفه دارند كه با چنين جامعه خطاكار، فاسد و متجاوزى به جنگ برخيزند تا او را از تجاوز باز دارند و به راه راست باز آرند، يا آن را در هم بشكنند و جامعه اى سالم جايگزين آن كنند.
بدين ترتيب روشن مىشود كه جنگ هميشه و در همه جا ارزش منفى ندارد. ملتى كه براى دفاع از خود در برابر متجاوز مىجنگد مسلّماً وضع او با وضع متجاوز فرق مىكند. طرفى كه انگيزه اش ظلم و زورگويى به ديگران است با طرف ديگرى كه انگيزه اش مبارزه با ظلم و جنگ با ستم گران و دفاع از مظلومان است، هيچ گاه جنگشان ارزش يكسان ندارد؛ بلكه كار يك طرف بالاترين ارزش مثبت و كار طرف ديگر، بالاترين ارزش منفى را دارد.