جنگ و جهاد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - جهاد ابتدايى، مصداقى از « دفاع»
مال و زن و فرزندشان، تظاهر به دست برداشتن از دين و مذهب خود كنند هر چند كه در باطن هم چنان مسلمان و مؤمن باقى بمانند.
آرى، در اسلام هيچ چيز گران قدرتر از دين حق نيست؛ تا آن جا كه در صورت لزوم، براى حفظ دين، حتى از جان نيز ـ كه هيچ چيز به پاى آن نمىرسد و در فقه گفته اند كه حفظ جان از اهمّ واجبات است ـ بايد گذشت و آن را سپر دين نمود.
بدين ترتيب بر اساس چنين ديدگاهى مىتوان گفت، همه انواع جهاد در اسلام جنبه دفاعى دارد و حتى آن چه كه در اصطلاح فقهى «جهاد ابتدايى» ناميده مىشود، با اين ملاحظه «جهاد دفاعى» خواهد بود. به عبارت ديگر، در هر جهاد اسلامى مسأله «دفاع» مطرح است، با اين تفاوت كه «متعلَّق دفاع» مختلف مىشود. گاهى دفاع از آب و خاك مطرح است، گاهى دفاع از نفوس مسلمانان، گاهى دفاع از عزت و شرف اسلامى، و گاهى... . در اين ميان گاهى «دفاع از حق خداى متعال» مطرح است. اين همان جهادى است كه در اصطلاح فقهى «جهاد ابتدايى» ناميده مىشود و طبق بيانى كه ما در اين جا آورديم، مىتوان آن را نيز «جهاد دفاعى» به حساب آورد و در بين اقسام مختلف دفاع، والاترين و شريف ترين آنها نيز خواهد بود. در اين جا لازم است در مورد «حق خداى متعال» و دفاع از آن كمى بيشتر توضيح دهيم.
هم چنان كه پيش از اين و در مباحث مختلف اشاره كرده ايم، تنها حقِّ اصيل و ذاتى در عالَم، حقّ خداى متعال است و ساير حقوق در پرتو اين حق است كه معنا مىيابند و توجيه مىشوند. خداوند مالك حقيقى همه موجودات، و از جمله انسان، است و تمامى مخلوقات همه هستى خود را